تبليغاتX
مستان ِ عاشق
سلام بر همه امید وارم شاد و سلامت باشید از همه خواهش میکنم به آدرس جدید مستان عاشق سر بزنید تا با مطالب جدید سر خودتونو گرم کنید و برای یاری ما نظر دهید

آدرس جديد : http://www.mastaneashegh.parsiblog.com/

کارت ويزيت

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 15:47  توسط سید مسعود کاظمی  | 
غذا هاي رستوران باباطاهر گرگان

به اين عكس خوب توجه كنيد وقت نداشتم دورشو خط بكشم اما وسط عكس رو نگاه كنيد ميبينيد يك موي سفيد افتاده - در اصل نيفتاده بلكه در حال خوردن غذا از دهان خويش بيرون كشيدم و براي عكس برداري در آنجا قرار دارم تاريكي هم به خاطر نوع فلش گوشي N۸۲ ما هست ببخشيد ديگه .

خوب اين رستوران باباطاهر گرگان كه جيب آدمارو خالي ميكنه ببينيد كه مو توي غذاش پيدا ميشه در ضمن غذاهاشم معلوم نيست چي به چيه اصلا مزه نداره اونوقت مشهد كه ميريم كوچكترين رستوانش بهترين غذاي گرگانو داره به به به خصوص سوپ جو و برگ مخصوصاش اما گرگان ما ببينيد ديگه !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 23:45  توسط سید مسعود کاظمی  | 
پرهیز از مقایسه همسر با دیگران

از مقایسه همسرتان با دیگران به شدت بپرهیزید.این رفتار به رابطه حسنه میان  شما آسیب وارد می کند . همسر شما انسانی منحصر به فرد و دارای ویژگی های شخصیتی (اعم از مثبت و منفی ) است که قابل مقایسه با هیچ فرد دیگری نیست. از این رو،در مواقع ضروری می توان او را با گذشته خودش مقایسه نمود وبر این اساس ، میزان پیشرفت ویا کاهش احتمالی میزان های اخلاقی ومعنوی و علمی وی را مورد تأیید و یا تذکر قرار داد. این عمل بر درجه تفاهم زن وشوهر خواهد افزود.

     هنر خوب شنیدن سخن همسر

در هنگام گفتگو با همسرتان با نهایت دقت به مطلب وی گوش فرا داده و آن گونه عمل نمایید که گویی جز به وی وسخنانش ، به موضوع دیگری توجه ندارید. و از انجام هر عملی که مغایر با حالت توجه باشد، خود داری کنید.

    حق همسر در تصمیم گیری ها

درتصمیم گیری ها وانتخاب راه حل ها و برنامه های زندگی مشترک ، لازم است هریک از زوجین ، حقی  برای همسرشان در نظر بگیرند و او را از صحنه تصمیمات ، دور و بر کنار نگه ندارند. مدیریت مطلوب در زندگی مشترک زمانی امکان پذیر خواهد بود که هر یک از طرفین از اهمیت نقش خود در پیشبرد امور خانواده ، اطمینان حاصل نماید.

     سکوی پرتاب

سعی کنید با اختصاص وقت بیشتر و کنار گذاشتن آرزوها وخواسته های صرفاً فردی، خالصانه درراه پیشرفت وتحول همسرتان بکوشید و در این راه از هیچ گونه فداکاری و از خود گذشتگی مضایقه نکنید.، تا زمانی که همسرتان بر قله بلند افتخار و موفقیت بایستد. در حقیقت به منزله (بال) برای «پرواز همسر» ویا به تعبیر دیگر «سکوی پرتاب» شریک زندگی تان باشید واین را بدانید که پشت سر هر مرد موفقی ، زن شایسته و لایقی وجود داشته و بالعکس.

    حضور در جمع خصوصی خانواده

بخشی از برنامه های روزانه خود را به همسرو فرزندان اختصاص دهید واین فرصت را صرف رشد وتعالی آنها کنید و از صمیم قلب خود را علاقه مند به سعادت و خوشبختی آنها نشان دهید.

    اعتدال درابراز محبت به همسر

به جای آن که در صدد تملک کامل قلب همسرتان باشید و هریک به دیگری شدیداً وابسته شوید، به محبت سالم و عواطف صحیح اکتفا کنید؛ زیرا عاطفه خیلی شدید سرخوردگی نیز به دنبال دارد.

    کردار هماهنگ با عمل

فقط به اظهار محبت نسبت به همسرتان اکتفا نکنید، بلکه کردار خود را نیز هماهنگ با گفتار خود، به گونه ای تنظیم و ارائه نمایید که مؤید اظهار مهر و عاطفه تان باشد.

   غنی سازی اوقات فراغت در منزل

بسیار نیکوست که خانمها درمنزل، برای خود سرگرمی های مفید و آموزنده ای نظیر مطالعه کتابهای سازنده، هنرهای سالم ، و... ترتیب بدهند و خود را از تنهایی ویکنواختی زندگی نجات داده و به فعالیت های سودمند بپردازند .

    درک همسر

همسرتان را مطمئن سازید که به طور کامل وضع او را درک می کنید و او می تواند روی همیاری شما در همه زمینه های زندگی حساب کند وبداند که یار ویاور و غمخوار و مونس او هستید.

    حمایت و پشتیبانی از شوهر

در حضور بستگان ونزدیکان ، از همسرتان و کارش حمایت و پشتیبانی کنید تا آنها نیز بدانند که شما با علاقه و اعتماد به او، بر مشکلات اجتماعی زندگی غلبه خواهید کرد و با همه وجود از زندگی مستقل خود وشوهر راضی وخشنود هستید.

    تعاون وهمکاری

برخی از مردها بر اساس یک باور غلط ، گمان می کنند که کارکردن در خانه،آنها را سبک می کند . در حالی که این امر بر نفوذ و محبوبیت آنها در دل همسرشان می افزاید ورضای خداوند را در پی دارد . اگر به دلیل مشغله زیاد ومسؤولیت سنگین، نمی توانید عملاً با همسرتان در کارهای منزل همیاری نمایید ، حداقل انگیزه ونیت خود را به اطلاع او برسانید تا از حمایت فکری شما احساس دلگرمی کند.

      صدا زدن

بسیار زیباست که هر یک از زن وشوهر ، همسر خود را با نامی صدا کند که او بیشتر دوست دارد، چه اسم کوچک باشد ویا نام خانوادگی ، یا القاب مذهبی و عناوین اجتماعی .

پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) می فرمایند:

 بهترین نامی که دوست دارد، او را صدا زن.

بهتراست پیش از آن که زن وشوهر در اجتماع لقب وعنوانی پیدا کنند یکدیگر را به اسم کوچک یا نام فامیل صدا بزنند و چاشنی محبتی هم بر آن بیفزایند ومثلاً مهدی، لیلا خانم ، علی آقا وزینب خانم صدا بزنند.

    نقش لحن کلام در گفتار

درگفتگو با همسرتان، لحن سخن را به جای تحکمی و آمرانه و با واژه های تند وخارج ازنزاکت به آهنگ ملایم و لحن پیشنهادی با واژها وجمله های لطیف و محترمانه تغییر دهید. زیرا سخن گفتن به صورت دستوری و آمرانه به غرور همسرتان لطمه وارد می کند واثرات منفی و یرانگری به بار می آورد.

انتقاد سازنده به جای انتقاد مخرب

سعی کنید در زندگی مشترک نسبت به برخی از رفتارها وعیوب احتمالی همسرتان به جای انتقادهای مخرب، انتقادهای سازنده داشته باشید، زیرا همزمان با تکرار انتقاد مخرب در خانواده، روابط محبت آمیز جای خود را به ستیزه جویی وتلخکامی داده و روابط سالم ودوستانه به خصومت و دشمنی تبدیل می شود.

انتقاد اگر به جای خود و با روش صحیح و مناسب انجام گیرد، یک شیوه تربیتی کار آمد و مؤثر خواهد بود .

راز داری دربرابر افشاگری

یکی از مهمترین عواملی که به نگهداری چارچوب حریم خانوادگی لطمه می زند و تعادل آن را درهم می ریزد، بازگو کردن اسرار و رازهای درون خانواده نزد دیگران است . ضروری است زن و شوهر در جهت حفظ حرمتها و احترامات اسرار یکدیگر را نزد دیگران فاش نکنند و آن را امانتی از جانب یکدیگر نزد خودشان تلقی نمایند.

 ارزش کارها

هرگز تصور نکنید که کار بیرون از منزل با ارزش و کار درون منزل بی ارزش است. ارزش کار را محیط آن تعیین نمی کند، بلکه انگیزه های انسانی و اخلاقی ، تلاش و مجاهدت ،عشق و ایثار و نتیجه عمل انسان است که بدان کار ارزش می دهد. بنابراین بهتر است به همسرتان بگویید که کار او در منزل برایتان فوق العاده با ارزش و مهم است. در این صورت خانه شما تبدیل به یک گلستان مملو از گلهای صمیمیت ، شادی ، نشاط ، عشق ، امید . پویایی ، سازندگی ، خوشبختی و سعادت خواهد شد .

کسب تجارت

سعی کنید در زندگی خود، از تجارب وعملکرد دیگران درس وعبرت بگیرند. تجارب تلخ ونامطبوع دیگران، شما را متوجه ارزشهای موجود در زندگی خودتان و قدر شناسی از آنها خواهد نمود. تجارب مفید سایرین نیز در افزایش موفقیت شما بسیار مفید خواهد بود.

پرهیز از خودکم بینی

از احساس یاس، افسردگی وبی اعتمادی نسبت به خودتان فاصله بگیرید اگر در گذشته زندگی مطابق دلخواهتان نبوده و یا احتمالاً با شکست مواجه بوده اید، آینده را فدای گذشته نکنید. می توان با بهتر زندگی کردن وبرخورد مثبت وعقلانی ،از رنجهای زیاد و استرس ها ی روانی کاست. اگر با خودتان کمی صادق و واقع بین باشید، شادکامی زندگی را بهتر احساس خواهید کرد. شما می توانید بهترین ، با صفا ترین ، با کحبت ترین ، با نشاطترین ، زیباترین و با معنویت ترین کانون گرم زندگی مشترک را داشته باشید .

مطمئن باشید اگر بخواهید می توانید وهیچ یک از خواسته های منطقی و آرمانهای خوب ومثبت دور از دسترس نخواهد بود.

بدرقه واستقبال از همسر

زن وشوهر به خوبی می دانند که شریک زندگی شان همیشه به محبت صادقانه نیاز دارد وخریدار نگاههای پر از عشق و امید است . از این رو همواره خصوصاً هنگام خروج ازمنزل ، با چشمان پرمهر ونگاههای پر جاذبه ، امواجی از محبت ودوستی را به دل وجان همسر خود روانه می کنند، چه زیباست هنگام بیرون رفتن شوهر از خانه، زن چند قدمی پشت سروی حرکت نماید و او را  تا در منزل بدرقه کند.

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:50  توسط سید مسعود کاظمی  | 
یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف بدی می کنه .بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه .ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جان سالم بدر می برند.وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن فراضه شده بیرون میان اون خانم بر میگرده میگه .آه چه جالب شما مرد هستید... ببینید چه بروز ماشینامون اومده !همه چیز داغان شده ولی ما سالم هستیم .این باید نشانه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و زندگی مشترکی را با صلح و صفا آغاز کنیم ! مرد با هیجان پاسخ میگه:"بله کاملا" با شما موافقم این باید نشانه ای از طرف خدا باشه !"بعد اون زن ادامه می دهد و می گه :"ببین یک معجزه دیگه. ماشین من کاملا" داغان شده ولی این شیشه مشروب سالمه .مطمئنا" خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن رو جشن بگیریم !بعد زن بطری رو به مرد میده .مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشد.بعد بطری رو برمی گرداند به زن .زن درب بطری را می بندد و شیشه رو برمی گردونه به مرد.مرده می گه شما نمی نوشید؟! زن در جواب می گه : نه . فکر می کنم باید منتظر پلیس بشم...
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:49  توسط سید مسعود کاظمی  | 

يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مردتا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود. موفقيت:يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرشخرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي استكه بتواند چنين مردي را پيدا كند. ازدواج:يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند. روابط:اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند. بلوغ:زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند. فيلم كمدي:فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند. دست خط:مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد. حمام:يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند. خواروبار: يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد. بيرون رفتن:وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني براي بيرون رفتن حاظر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود. گربه:زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند. تفاوتهاي ديگر... آينه:مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان... تلفن:مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند. آدرس يابي:وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم." پذيرش اشتباه:زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است. فرزند:يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند. لباس شيك پوشيدن:يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند. شستن لباسها:زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند. عروسي:هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي." اسباب بازي:دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد. گل و گياه:يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است. سبيل:بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد. اسامي مستعار:اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد. پرداخت صورتحساب ميز:وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند. پول:يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد. بگو مگوها:حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود.

نظرات شما برام محترمه...پس یادتون نره نظر بدین...

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:48  توسط سید مسعود کاظمی  | 
سن 14 سالگي : تازه تو اين سن هرو از بر تشخيص ميدن !...اول بدبختي !
سن 15 سالگي : ياد ميگيرن که تو خيابون به مردم نگاه کنن !...از قيافه خودشون بدشون مياد !
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن , تکنو ميزنن ! حرف هم نميزنن , داد ميزنن.با راکت تنيس هم گيتار ميزنن !
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ! فقط شعرهاشون رو بلند بلند ميخونن !... (يادش بخير اون روزا...)
سن 18 سالگي : هر کي رو ميبينن تا پس فردا عاشقش ميشن !...آخ آخ آهنگهاي غمناک مثل چسب بهشون ميچسبه !
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن !... تيز ميشن , قميشي گوش ميدن !
سن 20 سالگي : از همشون رودست ميخورن !...مهرشاد گوش ميدن که نفهمن چي شده !
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها ميدونن !...مثلا عاقل ميشن !
سن 22 سالگي : نه ! ميفهمن که زندگي همش عشقه !...دنبال يه آدم حسابي ميگردن !
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن !...ديدشون عوض ميشه !
سن 24 سالگي : نه ! اون با يکي ديگه هم دوسته !...اصلا لياقت عشق منو نداشت !
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند ؟!!؟ طرف بايد باباش پولدار باشه !...حالا خوشگل هم باشه بد نيست !
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همه عمر ميخواستم !...افتخار ميدين غلامتون بشم ؟!
سن 27 سالگي : آخيييش !
سن 28 سالگي : کاش قلم پام ميشکست و خواستگاري تو نمي اومدم !!!
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:46  توسط سید مسعود کاظمی  | 
چنین حکایت کنند که: روزی سعدی از دیاری به دیاری میرفت و در راه چشمش به زمین افتاد. جای پای یک مرد و یک شتر را دید که از جلو او رد شده بودند.
بعد در یک طرف راه، مگس و طرف دیگر، پشه دید.
پیش خود گفت: یک لنگه بار این شتر، عسل بوده و لنگه ی دیگرش روغن.
باز نگاهش به خط راه افتاد. دید علفهای یک طرف جاده خورده شده.
پیش خود گفت: یک چشم این شتر کوره بوده، یک چشم بینا.

از قضا خیالهای سعدی همه درست بود و ساربانی که از آنجا گذشته بود، به خواب رفت و وقتی که بیدار میشود، میبیند شترش رفته است.
او سرگردان بیابان شد تا به سعدی رسید.
پرسید: شتر مرا ندیدی؟
سعدی گفت: یک چشم شترت کور نبود؟
مرد گفت: چراد
سعدی گفت: بارش عسل و روغن بود؟
مرد گفت: چرا
سعدی گفت: من ندیدم
مرد ساربان که نشانی ها را درست شنید، ابرو در هم کشید و گفت: شتر مرا تو دزدی، همه ی نشانیها را هم درست گفتی
بعد با چوبی که در دست داشت، شروع کرد به زدن سعدی، سعدی تا آمد بگوید من از روی جای پای او و علامتها متوجه شدم، چند ضربه از ساربان تازیانه خورد. وقتی مرد ساربان متوجه حرفهای سعدی شد که او شتر را نزدیده راه افتاد و رفت.

سعدی زیر لب زمزمه کرد و گفت:
سعدیا چند خوری چوب شترداران را
تو شتر دیدی؟ نه جا پاشم ندیدی

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:44  توسط سید مسعود کاظمی  | 

زن ها فقط در پی شادی و خوشی نیستند. سیم کشی مغز آنها نسبت به مردان کاملاً متفاوت است—آنها در جستجوی
ناسازگاری، کشمکش، غم، و بی ثباتی نیز می باشند. دوست دارند به خاطر هیچ دعوا به پا کنند. و از آنجا که می خواهند دائماً قوت قلب پیدا کنند، عادت دارند اوضاع را نا آرام کنند. آنها موجوداتی بسیار احساسی هستند. و به خاطر همین خصوصیات است که دائماً تله هایی برای مردان درست میکنند تا وفاداری و تعهد و انگیزه و علاقه ی آنها را بسنجند.
اکثر این تله های به شکل سوالاتی معصومانه پرسیده می شود. معصومانه؟؟ فکرش را بکن! در واقع این سوالات به این دلیل طراحی شده اند تا مردها را درمانده کرده و به افسوس خوردن بیندازد، چون مجازات شکست و درماندگی، بیرحمی است. این تله ها، مثل بازیهایی کودکانه به نظر می رسد که زن ها، مردها را مجبور به شرکت در آن می کنند. هیچ راهی برای فرار شما از شر این تله ها وجود ندارد، و تنها راهی که پیش روی شماست این است که بتوانید از این تله ها جان سالم به در ببرید. این به آن معنی است که یاد بگیرید چطور از کنار حقیقت رد بشوید (یعنی دروغ بگویید!)، چون وقتی زنی این سوالها را از شما می پرسد، مسلماً به دنبال یک جواب صادقانه نیست. او خودش می خواهد که به او دروغ بگوئید—و وقتی شما این کار را می کنید، قادر خواهید بود که موقتاً او را ساکت کنید و کمی هم احترام و ارزش برای خودتان بخرید.
در اینجا به برخی از متداولترین این سوالها اشاره می کنیم. به همراه سوالات جواب های صادقانه و كودكانه بعضی از مردها و سوالاتی زیرکانه و دروغکی بعضی دیگر را برای شما آورده ایم. با ما همراه باشید.

* "به چه فکر می کنی؟"
خانمها كمي مغرور هستند هستند. آنها تصور می کنند ماه و خورشید به دور آنها میچرخند. پس وقتی زنی این سوال را می پرسد، منظور واقعیش این است که: "آیا الان داری به من فکر می کنی؟" روانشناسی زنانه اش، او را وادار میکند که تصور کند که بر فکر شما حکمفرما است.

پاسخ های نادرست:
"داشتم فکر میکردم بازی کی شروع می شود."
"اون دختر خوشگل که الان رد شد را دیدی؟"
"شام"

پاسخ های زیرکانه:
"داشتم فکر می کردم امروز چقدر خوشگل شدی."
"داشتم فکر می کردم چقدر مرد خوش شانسی بوده ام که با تو روبه رو شدم."
"داشتم درمورد اون روزی که پارسال رفتیم پارک فکر می کردم، چقدر خوش گذشت."

* "فکر می کنی من چاقم؟" (به نظرت تو این لباس چاق به نظر می رسم؟)
منظور واقعی او این است که، "با اینکه 5 سال است که دیگه پامو تو باشگاه نگذاشتم، فکر میکنی هنوط از نظر جنسی جذاب هستم؟" این سوالی بسیار پیچیده است، چون خودش می داند که چاق شده است. او از شما می خواهد که به او دروغ بگویید.

پاسخ های نادرست:
"آره، باید وزنت را بیاری پایین."
جدیداً متوجه شدم که رانها و شکمت چاق شده است."
"نسبت به کی؟"

پاسخ های زیرکانه:
او را با چنان حیرت و شگفتی نگاه کنید، . در شگفت باشید که چطور حتی به فکرش رسیده چنین سوالی بپرسد.
به طور مستقیم پاسخ ندهید، درعوض مثلاً بگویید، "تو زیباترین زنی هستی که به عمرم دیده ام."

* "تو مجذوب چه چیز من شدی، هوشم یا جسمم؟"
این یکی از کامل ترین تله های زنانه است. منظور واقعیش این است که، "آیا تو فقط از نظر جنسی مجذوب من شدی و منو فقط برای سکس می خواهی؟" اگر به او جواب بدهید که به خاطر زیرکی و هوشش مجذوب او شدید، ناراحت شده و خواهد پرسید "پس فکر میکنی که
من زشتم؟" و اگر هم بخواهید از ظاهر زیبایش تعریف کنید باز هم جوابی دیگر برایتان دارد.
 
پاسخ های نادرست:
نگاه پر طمعی به بدنش بکنید و از آن تعریف کنید. 

پاسخ های زیرکانه:
"می دانی عزیزم چی منو مجذوب تو کرده؟ تو ترکیبی عالی از زیبایی و هوش هستی. من همه چیزت را دوست دارم."

* "اگه میتونستی با یکی از دوستهای من رابطه داشته باشی، کدومو انتخاب می کردی؟"
این یکی از تله های قدیمی برای سنجش وفاداری شماست. خیلی باید دقت کنید تا با کله تو چاه نیفتید.

پاسخ های نادرست:
مشتاقانه جواب می دهید "ندا" و در ذهنتان صحنه هایی گرم و پرحرارت از دوستي با او را تصور می کنید.
بدتر اینکه جواب بدهید، "انتخاب سختیه. نمی دانم ندا را انتخاب کنم یا شيرين را."

پاسخ های زیرکانه:
تو آنقدر زیبا و جذاب هستی که من به هیچ وجه دوست ندارم با کس دیگری رابطه داشته باشم."
"تاحالا درمورد دوست های تو اینطوری فکر نکرده ام. نمی تونم کسی را انتخاب کنم."

* "دوسم داری؟
منظور واقعی او این است که، "آیا این رابطه در آخر به ازدواج ختم می شود یا اینکه من دارم وقتم را تلف تو می کنم؟" یادتان باشد که خانمها به ازدواج و رابطه مثل کار و بیزينس نگاه می کنند و اگر ببینند رابطه ای هیچ فایده ای برایشان ندارد، راغب به ادامه آن نیستند.

پاسخ های نادرست:
"بهت انس گرفته ام."
"تا منظورت از دوست داشتن چی باشه."
"فکر می کنم."

پاسخ های زیرکانه:
در اینجا هم باید تا می توانید از پاسخ مستقیم طفره بروید. پس مثلاً بگویید، "تو کامل ترین زنی هستی که تا به حال دیدهام. خیلی خوشحالم که در کنار تو هستم."

* "تا حالا با چند تا زن رابطه داشته ای؟"
فکرهایی که در مغزش می گذرد سوالاتی هستند مثل، "چطور توانسته ای با زنی غیر از من رابطه داشته باشی؟"، "آیا هنوز به این زن ها فکر میکنی؟"، و "آیا آنها شریک های جنسی بهتر از من بوده اند؟"
پاسخ های نادرست:
شروع کنید به دونه دونه شمردن و نام بردن.

پاسخ های زیرکانه:
"یادم نمی آید عزیزم، چون از وقتی با تو آشنا شدم دیگه کسی برام اهمیت نداره."

از تله ها دوری کنید
دراینجا فقط به چند مدل از تله های خانم ها اشاره کردیم. تله های بیشمار دیگری وجود دارد که شما باید سعی نید با احتیاط و دقت زیاد از آنها عبور کنید. یادتان باشد: اون به دنبال واقعیت نیست. تنها چیزی که از شما می خواهد این است که به او دروغ بگویید و او را از نظر روحی آرام کرده و اطمینانی دوباره به او بدهید. ولی حواستان باشد که اگر در جواب دادن دقت نکنید، به دام می افتید

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:43  توسط سید مسعود کاظمی  | 
تا کنون این سوال به ذهن هزاران مرد خطور کرده: "چرا همسرم احساس ناراحتی میکند؟" "او از من چه انتظاری دارد که برآورده نمی شود؟"

این سوال زمانی به ذهن آنها خطور می کند که همسرشان از زندگی مشترک احساس نارضایتی و ناراحتی کرده و تمایل به جدایی و طلاق از خود نشان می دهد. من در جلسات مشاوره خانواده ای که داشتم تا کنون بارها و بارها به این مسئله برخرود کرده ام.

در نگاه اول شاید درک این مطلب که شرکای زندگی از هم چه می خواهند و چه انتظاراتی دارند، قدری دشوار باشد. البته در این میان وظیفه آقایون قدری سخت تر میباشد، چرا که معمولاً هر چند وقت یکبار نیازهای خانم ها تغییر کرده و انتظارات جدیدی از همسر خود پیدا می کنند.

در قدیم برای یک آقا فقط کافی بود که به خوبی نیازهای اقتصادی خانواده را مرتفع کند، کار ثابت داشته باشد و از عهده خرج و مخارج زندگی بر بیاید. اگر یک مرد مرتباً فکر خوش گذرانی، هدر دادن درآمد، بدرفتاری با همسر نبود می شد اسم یک مرد "خوب" را بر روی گذاشت.

اما در حال حاضر شرایط فرق کرده و این موارد در نظر بسیاری از خانم ها کافی نیستند. با در نظر گرفتن مطلب "جفت روحی"، عبارتی که حاکی از یک ارتباط قوی عاطفی و قلبی است، کار قدری سخت تر شده و خانم ها معمولاً به دنبال مردهایی می گردند که با آنها در یک طول موج قرار گرفته باشند.

کسانی که از نظر روحی با هم یکسان باشند، سبب تکامل هم شده و باعث میشوند که بهترین خصوصیات هر فرد به بالاترین میزان خود برسد. رابطه میان آنها به طور باورنکردنی رضایت بخش بوده، صمیمیت به اوج خود می رسد و در کنار عشق، دوستی و همدلی نیز در رابطه آنها وجود دارد.

ارتباط میان این افراد به واسطه پیوند عاطفی قوی که میانشان وجود دارد، حفظ میشود. این دو نفر خوشحال هستند که توانسته اند یکدیگر را پیدا کنند. آنها به راحتی می توانند احساسات خود را با یکدیگر در میان بگذارند و همیشه یکدیگر را از احساسات و عواطف شخصی شان باخبر می کنند. از نگرانی ها، ترس ها، شادی ها، و نهایتاً امید ها و آرزوهای یکدیگر نیز با خبر هستند.

آنها معمولاً خودشان بر این باورند که علاوه بر پیوند عاطفی که میانشان وجود دارد، نوعی کشش روحی شدید نیز نسبت به یکدیگر در وجودشان یافت می شود.

البته بسیاری از زوج ها هستند که در ابتدای ازدواج و در همان دوره های اولیه، حس نزدیکی شدید نسبت به یکدیگر دارند. هر دو نفر از اعماق وجودشان به رابطه میرسند و تمام انرژی و نیروی خود را صرف بهبود بخشیدن ارتباط خود با یکدیگر می کنند. حتی برخی از آقایونی که کم حرف و ساکت هستند، طی این دوران تلاش می کنند که خودشان را واردار کنند تا بیشتر صحبت کنند، تا به این وسیله بتوانند ارتباط بیشتری را با طرف مقابل داشته باشند.

اما به مرور زمان این امکان وجود دارد که کیفیت رابطه تغییر کند. گاهی اوقات حتی به دلایل کاملاً قابل درک، مانند وظایف نگهداری از کودکان، برخی از خانم ها ممکن است احساس کنند که دیگر هیچ گونه رابطه ای میان آنها و همسرانشان وجود ندارد.

برخی از آقایون متوجه نیستند که باید صمیمیت احساسی را در تمام عرصه های زندگی با خانم خود حفظ کنند. آنها در ابراز احساس کردن راحت نیستند. حتی این امکان هم وجود دارد که اصلاً نتوانند افکار و احساسات خود را به زبان بیاورند و در نتیجه قادر به برقراری ارتباط مناسب با همسر خود نیز نخواهند بود.  

شوهر یکی از دوستانم می گفت که ترجیح می دهد در چشم هایش میخ بکوبد تا اینکه بیاید و احساساتش را با همسرش در میان بگذارد! من به عنوان یک مشاوره خانواده که سال ها تجربه مشاوره در زمینه امور خانوادگی را دارم، مطمئنم که درصد بسیار زیادی از آقایون دیگر هم ممکن است یک چنین تصوری داشه باشند. تعداد زیادی از آقایون احساسی مشابه آنچه ذکر شد، دارند.

طبق تفکر سنتی، یک ازدواج واقعی نیازمند وجود یک مرد واقعی است؛ و یک مرد واقعی هم هیچ گاه گریه نمی کند، احساساتش را ابراز نمی کند، و به هیچ وجه در مورد احساساتش حرفی به میان نمی آورد.

یک چنین مردی، از قدرت بسیار بالایی برخوردار می باشد، همیشه بر روی احساساتش کنترل دارد، و خودش کلیه مشکلاتش را بدون اینکه هیچ گونه کمکی از دیگران بگیرد حل مینماید. در حالیکه او از نظر احساسی بسیار استوار و محکم است، همسرش احساس می کند که فاصله زیادی با او دارد و نمی توان هیچ گونه ارتباطی با او برقرار کند.

خوب در این قسمت ممکن است که برخی از آقایون از خود سوال کنند که "پس همسر ما از ما چه انتظاری دارد؟" "آیا آنها از ما انتظار دارند که همانطور که دخترها واکنش نشان می دهند، برخورد کنیم؟" پاسخ این سوال هم مثبت است هم منفی.

نه، خانم ها انتظار ندارند که همسرانشان طبق جزئی ترین نکات زنانه عمل کنند (به عنوان مثال برای حمام نوزاد برنامه ریزی کنند، تصمیم بگیرند که چه لباسی بپوشند، و...) اما بله، انتظار هم دارند که از نظر احساسی آنها را تامین کرده و به طور دائم احساساتتان را با او در میان گذاشته و رشته عاطفی را استوار نگه دارند.  

بنابراین آقایی که این محدوده حیاتی، برای ایجاد رضایت در ارتباط خود با همسرش را از دست داده، چه کاری باید انجام دهد؟

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:39  توسط سید مسعود کاظمی  | 
 یک ادعای باور نکردنی درباره صدام حسین رهبر عجیب و غریب عراق: یکی از معشوقه های هیتلر در تاریخ 20 آوریل 1937 صدام را به دنیا آورد! مخبران نازی با گسیل به بیمارستان، صدام را به تکریت بردند.
این ادعاها در کتابی با عنوان "فرزند رایش" نوشته De Sales که دو روز قبل در امریکا روانه بازار کتاب شد مطرح شده است.
این ادعا حتی تئوریسینهای خبره را نیز در شوک فروبرد! در کتابی که دو روز قبل در آمریکا روانه بازار شد ادعا می شود صدام فرزند نامشروع هیتلر است. طبق ادعای کتاب "J.P De Sales" با عنوان "فرزند رایش" در سال 1936 یکی از معشوقه های جوان هیتلر حامله شد. از این ماجرا حتی هیتلر نیز بی خبر بود، سرویس مخفی آلمان از بیم آنکه این نوزاد برای فوهرر دردسرساز شود دختر جوان را برای زایمان به بیروت منتقل کرد.
در همان زمان، مأمور سرویس اطلاعاتی آلمان، "رینهارد هوفمان" در بغداد در حال مذاکره با یک جوان عرب به نام "خیرالله تولفا" بود. هوفمان با پرداخت مبلغ قابل توجهی پول به تولفا، از او می خواهد نوزادی را که در آوریل متولد خواهد شد به یک خانواده مطمئن و مناسب بسپارد.
توفلا نیز برای نگهداری از کودک، خواهرش صبحا را که وی نیز در آوریل بچه دار می شد پیشنهاد داد.
معشوقه هیتلر، صدام را در 20 آوریل 1937 به دنیا آورد. هفت روز بعد، هنگامی که صبحا را درد زایمان گرفته بود، مأموران مخفی نازی وارد بیمارستان بیروت شدند و به زور، نوزاد (صدام) را از آغوش مادرش جدا کردند. در همان شب، مأموران طفل را مخفیانه به تکریت برده و در زاغه ی خانواده فقیر توفلا گذاشتند. در همان اثنا، خیرالله در حال برنامه ریزی بود که کسی متوجه نشود خواهرش فرزند زن دیگری را به عنوان فرزند خود می خواند.
در ایبن بین یک اتفاق عجیب افتاد؛ فرزند صبحا مرده به دنیا آمد و صبحا نیز بخاطر خونریزی شدید بیهوش شده بود. خیرالله از این فرصت استفاده کرد و فرزند هیتلر را به جای فرزند خواهرش گذاشت. نوزاد مرده را هم مأموران مخفی آلمانی از میان بردند.
صدام هنگامی که بزرگ شد مدعی شد که نام پدرش حسین الماجد است و پدرش قبل از تولدش، آنها را ترک کرده است.
دایی صدام، خیرالله که سمپات نازی ها بود و دیدگاهی افراطی درباره ملیت عرب داشت در سال 1941 به نیروهای "راشد علی" که علیه انگلیسی ها قیام کرده بودند پیوست و به همین دلیل مدت 6 سال را در زندان گذراند. وی به عنوان رئیس دولت صدام و همچنین مدتی نیز به عنوان شهردار بغداد ایفای نقش کرده بود.
کتابی مناقشه برانگیز
در کتاب " فرزند رایش" ادعا می شود که دو دیکتاتور تاریخ، صدام و هیتلر با هم ارتباط خونی دارند و صدام فرزند نامشروع هیتلر و معشوقه اش است. در این کتاب ادعا می شود مأموران مخفی نازی از تمام این جریانات اطلاع دارند.
آلمان نازی ارتباط گرمی با رهبران عراق داشت. آدولف هیتلر در سال 1932 به پادشاه عراق یک مرسدس LK500 هدیه کرده بود.
این هم برخی از دلایلی که احتمال بالا را تقویت می کند:
1- صدام بارها گفته بود که پدرش را نمی شناسد
2- وی به عنوان یک فرزند بی پدر توسط دائی اش بزرگ شده بود. ارتباط دایی وی با نازی ها مدتها قبل اثبات شده بود
3- صدام و هیتلر به لحاظ ظاهری بسیار شبیه هم هستند
4- چگونه یک فرزند یتیم در خاورمیانه می تواند بدون کمک از کشورهای قوی ای مثل آلمان به یک دیکتاتور تبدیل شود؟
5- صدام حسین در تمام طول عمر خود از سوی آژانس های آلمانی محافظت می شد. هنگام تحریم عراق از سوی سازمان ملل، شرکت های آلمانی در عراق فعال بودند.
6- مهندس آلمانی "کارل برند اسر" Karl Bernd Esser پناهگاه صدام را ساخته بود. پدر بزرگ این شخص همان کسی بود که پناهگاه هیتلر را ساخته بود!
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:35  توسط سید مسعود کاظمی  | 

 

شبهاي دراز بي عبادت چه كنم........

 طبعم به گناه كرده عادت چه كنم......

 گويند كريم است و گنه مي بخشد.......

گيرم كه ببخشد زخجالت چه كنم...!!!!

 

 

شمع و پروانه

  

 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟

گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي

سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد

گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:5  توسط سید مسعود کاظمی  | 
رسول اکرم « ص » طبق معمول در مجلس خود نشسته بود . ياران گردارد حضرتش حلقه زده او را مانند نگين انگشتر در ميان گرفته بودند . در اين بين يکي از مسلمانان _ که مرد فقير ژنده پوشي بود _ از در رسيد و طبق سنت اسلامي – که هر کس در هر مقامي هست ، همينکه وارد مجلسي مي شود بايد ببيند هر کجا جاي خالي است همانجا بنشيند و يک نقطه مخصوص را به عنوان اينکه شأن من چنين اقتضا مي کند در ظر نگيرد _ آن مرد به اطراف متوجه شد ، در نقطه اي جاي خالي يافت ، رفت و آنجا نشست . از قضا پهلوي مرد متعين و ثروتمندي قرار گرفت . مرد ثروتمند جامه هاي خود را جمع کرد و خودش را به کناري کشيد . رسول اکرم که مراقب رفتار او بود به او رو کردو گفت :

« ترسيدي که چيزي از فقر او به تو بچسبد ؟ ! »

_ نه يا رسول اله !

_ ترسيديدي که چيزي از ثروت تو به او سرايت کند ؟

_ نه يا رسول اله !

_ ترسيدي که جامه هايت کثيف و آلوده شود ؟

_ گفت :  نه يا رسول اله !

_ پس چرا پهلو تهي کردي و خودت را به کناري کشيدي ؟

_ اعتراف مي کنم که اشتباهي مرتکب شده ام  وخطا کردم . اکنون به جبران اين خطا و به کفاره اين گناه حاضرم نيمي از دارايي خود را به اين برادر مسلمان خود که درباره اش مرتکب اشتباهي شدم ببخشم . مرد ژنده پوش:« ولي من حاضر نيستم که بپذيرم . » جمعيت : چرا ؟

_ چون مي ترسم روزي مرا هم غرور بگيرد و بايک برادر مسلمان خود انچنان رفتاري بکنم که امروز اين شخص با من کرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:4  توسط سید مسعود کاظمی  | 

خدا قول نداده
خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل...
قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه ...
خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده...
خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده ...
خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی ...
خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده ...
قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن ...
رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن ...
قول داده ؟


ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده ...
خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز ...
پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که او جاودانه است و بس...
نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده ... زياد تو دست انداز نمون ...
وقتی حس کردی به اون چيزی كه می خواستی نرسيدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:3  توسط سید مسعود کاظمی  | 

برترین کلمه "الله" است.

حاضرترین کلمه "فطرت" است.

آرام ترین کلمه "سکوت" است.

گرسنه ترین کلمه "حرص" است.

مهربان ترین کلمه "مادر" است.

خونین ترین کلمه "جنگ" است.

بی نیاز ترین کلمه "قناعت" است.

با حیاترین کلمه"فاطمه" است.

راستگوترین کلمه" آیینه" است.

تنگ ترین کلمه "قبر "است.

پژمرده ترین کلمه" یتیم" است.

بی حال ترین کلمه "تنبل" است.

عبرت اموزترین کلمه" قبرستان" است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:2  توسط سید مسعود کاظمی  | 

شناسنامه قرآن مجید

 

 

نام = قرآن

 

شهرت = فرقان

 

محل تولد = مکه-غارحرا

 

سن = 1428 سال

 

شماره شناسنامه = یـــک

 

فرستنده = خـدا

 

گیرنده = محمد امین (ص)

 

ملکه وحی = جبریئل

 

تعداد سوره = 114 سوره

 

تعدادکلمات = 77807 کلمه

 

تعداد جزء = 30 جزء

 

تعداد حزب = 120 حزب

 

اولین سوره نازل شده  = سوره علق

 

اخرین سوره نازل شده = سوره فتح

 

بزرگترین سوره = سوره بقره

 

کوچکترین سوره  = کوثر

 

قلب قرآن  = سوره یس

 

عروس قرآن = سوره الرحمن

 

تعداد سوره های مکی = 86 سوره

 

تعداد سوره های مدنی = 28 سوره

 

مدت نزول = 23 سال

 

سوره ای که بسم الله ندارد = توبه

 

سوره ای که 2 بسم الله دارد = سوره نمل

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:1  توسط سید مسعود کاظمی  | 

    

 

آموخته‌ام؛

انسان بزرگ در اندوه آن چه ندارد فرو نمي‌رود، بلكه از آن چه دارد لذت مي‌برد.

آموخته‌ام؛

كه اگر نمي‌توانم ستاره باشم، لزومي ندارد ابر باشم.

آموخته‌ام؛

كه ايمان يعني خواستن بدون انصراف و توكل بدون انقطاع.

آموخته‌ام؛

وظيفه سبب مي‌شود تا كارها را به خوبي انجام دهم، اما عشق كمك مي‌كند تا آن‌ها را به زيبايي انجام دهم.

آموخته‌ام؛

آينده مكاني نيست كه به آن جا مي‌روم بلكه جايي‌ست كه خود آن را بوجود مي‌آورم.

 

 

 

آموخته‌ام؛

هميشه آخرين كار من، بهترين كارم باشد، پس راه براي بهتر شدن هميشه باز است.

آموخته‌ام؛

زندگي فعلي من حاصل تمام انتخاب‌هايي است كه داشته‌ام ولي اين بدان معني نيست كه نمي‌توانم از خود تصوير جديدي رسم كنم.

آموخته‌ام؛

هنگام مواجه با كار سخت، طوري عمل كنم كه انگار شكست غير ممكن است.

آموخته‌ام؛

هميشه با باورهايم زندگي كنم و انگيزه‌هايم را شعله ور نگاه دارم

 

                   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:0  توسط سید مسعود کاظمی  | 

قايقي خواهم ساخت ،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچكسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند.

قايق از تور تهي
و دل از آروزي مرواريد ،
همچنان خواهم راند.
نه به آبي ها دل خواهم بست
نه به دريا
پرياني كه سر از آب بدر مي آرند
و در آن تابش تنهايي ماهي گيران
مي فشانند فسون از سر گيسوهاشان.

همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند:
" دور بايد شد.دور "
مرد آن شهر اساطير نداشت.
زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.

هيچ آيينه تالاري ، سرخوشي ها را تكرار نكرد.
چاله آبي حتي ، مشعلي را ننمود.
دور بايد شد ، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست."

همچنان خواهم خواند.
همچنان خواهم راند.

پشت دريا ها شهري است
كه در آن پنجره ها رو به تجلي باز است.
بام ها جاي كبوترهايي است ، كه به فواره هوش بشري
مي نگرند.
دست هر كودك ده ساله شهر ، شاخه معرفتي است.
مردم شهر به يك چينه چنان مي نگرند
كه به يك شعله ، به يك خواب لطيف.

خاك ، موسيقي احساس ترا مي شنود
و صداي پر مرغان اساطير مي آيد در باد.

پشت درياها شهري است
كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحر خيزان است.

شاعران وارث آب و خرد و روشني اند.

پشت درياها شهري است !
قايقي بايد ساخت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 22:56  توسط سید مسعود کاظمی  | 

روزي روزگاري خري افتاد توي يه چاه و شروع كرد به عر عر كردن كه يالا منو در بيارين .

كشاورز كه صاحب اين خر عر عرو بود خيلي سعي كرد كه يه كاري بكنه ولي نشد كه نشد

خره رفته بود ته چاه و در نميامد . عر عرش هم قطع نميشد ...

كشاورزه با خودش فكر كرد كه خوب اين چاهه رو خيلي وقته كه ميخوام پرش كنم خره هم كه پيره و ارزش اين كه بخوام بيارمش بيرون و دوماً درمونش كنم رو نداره پس بي خيال خر ...

كشاورز از همه همسايه هاش خواست كه و بهش كمك كنن ... 

اونا هر كدوم يه بيل آوردن و شروع كردن خاك ريختن تو چاه ...

خره كه فهميده بود چه بلايي داره به سرش مياد شروع كرد عر عر هاي جانسوز سر دادن از همون هايي كه دل هر خري كباب ميشد از شنيدنش ؛ پس از يه مدت كوتاهي يهو ساكت شد جوري كه همه تعجب كردند .

ولي بازم چند تا بيل ديگه خاك ريختن و ديدن نخير صدا از ديوار در مياد ولي از خره نه ...

كشاورزه يه نيگاهي تو چاه كرد ببينه چي شده كه هيچ خبري از عر عره خره نيست كه ديد عجب خر باهوشي بوده اين خره و تا حالا استعدادش كشف نشده بوده ، هر بيل خاكي كه تو چاه ريخته ميشد ، ميريخته پشت كمر خره ... اونم خودشو مي تكونده و ميرفته روش مي ايستاده ، مثل پله ، هرچي كشاورز و همسايه هاش خاك ميريختن تو چاه خره خودشو تكون ميداده و ميرفته روشون مي ايستاده و هي يه پله بالا ميومده تا اين كه رسيد به سر چاه و يه جفتكي زد و خندون شروع كرد يورتمه رفتن ...

به اين ميگن خر

 

اين هم از نتيجه اخلاقي داستان

زندگي هر روز ممكنه خيلي مشكلات براي ما به همرا داشته باشه مثل همون بيل هاي خاك . مصائب از همه طرف رو سرمون هوار بشه ؛ ولي اينكه بتونيم پيروز از رو دوشمون برداريم  و يه قدم و پله بياييم بالاتر مهمه .

ما ميتونيم از عميق ترين چاه هاي زندگي هم به سلامت خازج بشيم به شرطي كه از هر مشكلي يه تجربه و نردبون بسازيم براي پيشرفت و شكوفايي ...

هر كدوم از مسايل زندگي ميتواند مشابه يه پله و وسيله اي براي رسيدن به هدف نهايي ما باشد ؛ فقط نا اميد نشويد و از تلاش دست بر نداريد ، خودتونو بتكونيد و يه پله برويد بالاتر

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 0:59  توسط سید مسعود کاظمی  | 

ماه رمضان المبارك بر همه ى شما عزيزان مبارك باد

نماز و روزه هاتون مورد قبول حق واقع شود إن شاء الله

 ما را هم دعا كنيد  

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 6:32  توسط سید مسعود کاظمی  | 
امام موسی کاظم (ع) فرمودند:

التودد الی الناس نصف العقل
مهرورزی و دوستی با مردم، نصف عقل است.

 

امام موسی کاظم (ع) فرمودند:

فطرک اخاک الصائم خیر من صیامک.
افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه  بهتر است.

رسول اکرم (ص) فرمودند:

ان اعجل الطاعة ثوابا صلة الرحم.
ثواب نیکی با خویشاوندان را از همه کارهای نیک زودتر میدهند.

امام محمد باقر (ع) فرمودند:

ما شیب شی ء بشی ء احسن من حلم بعلم

چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.

حضرت زهرا (س) فرمودند:

من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته.
پاداش خوشرویی در برابر مؤمن بهشت است و خوشرویی با دشمن ستیزه جو، انسان را از عذاب آتش باز می دارد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 6:17  توسط سید مسعود کاظمی  | 
X-BOX 360 Elite - Play Station 3 - NINTENDO WII - Nokia N95 -Sony Ericsson W880 - Creative MP3 Player 60 GB عجب چيزايي!!! حالا چه جوری میتونید صاحب اینا بشید ؟ من خودم هم اول باورم نمیشد پس اگه مارو قابل میدونی حتما بخونش .
کسایی که باور نمیکنن و الان دارن به ریش ما میخندن به لینک زیر برن و آخرین برنده ها رو ببینن :
برندگان
حتما تاحالا اسم اون شرکت هایی رو شنیدین که میگن بدون نیاز به سرمایه و پول دار شوید . و شاید هم فکر کنید این مطلب هم یه سایتی رو معرفی میکنه مثل اون سایتا . ولی بدونید اگه این طرز فکرو دارید در اشتباهید . من خودم تاحالا بیش از ۴ - ۵ مورد بوده که برای تبلیغات یه همچین سایت هایی حتی حاظر بودن پول هم بدن ولی قبول نکردم . اما قضیه این سایت فرق میکنه . حالا چه فرقی ؟ اولا جوایز بر اساس روحیات ما هست مثل : X-BOX 360 Elite - Play Station 3 - Nintendo - Nokia N95 - , ......
و صحت دادن این جوایز به اعضا بر اساس تحت پوشش بودن به وسیله بیمه معتبر SSL کاملا تایید میشه . حالا شما باید چیکار کنید که صاحب یکی از حدود 60 - 70 تا جایزه از قبیل انواع کنسول ها - گوشی های تلفن همراه - جدیدترین MP3 Player ها و ..... بشین . البته انتخاب جایزه کاملا میل خودتونه
بقيه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 6:58  توسط سید مسعود کاظمی  |