|
اسحاق نيوتون Isaac newton 25 دسامبر 1642 متولد شد. ازخانواده اي است كه افراد آن كشاورزان مستقل
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 23:34  توسط سید مسعود کاظمی
|
گرانش، نيروي جاذبه ايست كه بين همه اجرام، به خاطر جرمشان، وجود دارد. جرم يك جسم، مقدار ماده آن است. به دليل وجود گرانش، جرمي كه در نزديك زمين قرار گيرد به سمت سطح اين سياره سقوط مي كند. جرمي كه در سطح زمين است نيز نيرويي به سمت پائين را به دليل گرانش تجربه مي كند. ما اين نيرو را در بدن خود به شكل وزن تجربه مي كنيم. گرانش، گازهاي تشكيل دهنده خورشيد را در كنار هم نگاه مي دارد و باعث مي شود سيارات در مدار خود به دور خورشيد قرار داشته باشند. مردم، قرنها در مورد گرانش دچار اشتباه بودند. در سال 300 قبل از ميلاد مسيح، فيلسوف و دانشمند يوناني، ارسطو، بر اساس يك باور اشتباه فكر مي كرد كه اجرام سنگين سريعتر از اجرام سبك سقوط مي كنند. اين باور تا اوايل 1600 ميلادي همچنان در بين مردم پابرجا بود تا اينكه دانشمند ايتاليايي، گاليله اين باور را اصلاح نمود. گاليله گفت كه شتاب همه اجرام به هنگام سقوط با هم برابر است مگر اينكه مقاومت هوا يا نيروهاي ديگري بر آن تاثير بگذارد. شتاب يك جرم، مقدار تغيير در سرعت آن جرم است. بنابراين اگر يك جرم سنگين و يك جرم سبك را همزمان با هم از يك ارتفاع پرتاب كنيم در يك زمان به زمين مي رسند. ستاره شناسان در گذشته توانستند حركات ماه و سيارات بر فراز آسمان را اندازه گيري كنند. با اين حال تا اوايل سال 1600، هيچيك نتوانستند به درستي اين حركات را توضيح دهند. در آن زمان، ايزاك نيوتون دانشمند انگليسي، ارتباطي را بين حركات اجرام سماوي و نيروي جاذبه زمين توصيف نمود. در سال 1665، زمانيكه نيوتون 23 ساله بود، سقوط يك سيب اين سوال را در ذهن او ايجاد كرد كه نيروي گرانش زمين تا چه فاصله اي تاثير گذار است. نيوتون كشف خود را در سال 1687 به نام "ريشه هاي رياضي در فلسفه طبيعت " تشريح نمود. نيوتون به كمك قوانين حركت سيارات كه توسط ستاره شناس آلماني يوهانس كپلر كشف شده بود، نشان داد كه چگونه نيروي گرانش خورشيد با افزايش فاصله كاهش مي يابد. او سپس فرض كرد كه گرانش زمين نيز به روشي مشابه در فواصل دور كاهش مي يابد. نيوتون مي دانست كه گرانش زمين، ماه را در مدار خود قرار داده است و مقدار گرانش زمين در آن فاصله را اندازه گيري كرد. او به كمك فرض خود، بزرگي گرانش در سطح زمين را به دست آورد. عدد به دست آمده، بزرگي همان نيرويي بود كه سيب را به زمين كشاند. قانون گرانش نيوتون مي گويد كه نيروي گرانش بين دو جرم ارتباط مستقيم با جرم آن دو دارد. يعني هر چه جرم آنها بيشتر باشد، نيروي گرانش بين آن دو بيشتر است. اين قانون همچنين مي گويد كه نيروي گرانش بين دو جرم ارتباط عكس با فاصله بين دو جرم به توان دو دارد. براي مثال اگر فاصله بين دو جرم دو برابر شود، نيروي گرانش بين آنها يك چهارم مي شود. فرمول قانون نيوتون به صورت F=m1m2/d2 مي باشد كه در آن F نيروي گرانش بين دو جرم، m1 و m2 مقدار مواد دو جرم و d2 فاصله بين دو جرم به توان دو است. تا اوايل 1900، دانشمندان تنها يك حركت را مشاهده كرده بودند كه بر اساس قانون نيوتون قابل توضيح نبود و آن جابجايي كوچكي در مدار عطارد به دور خورشيد بود. مدار عطارد، مانند مدار ديگر سيارات بيضي شكل است. خورشيد درست وسط اين بيضي قرار ندارد. به همين دليل يك نقطه در اين مدار نسبت به ديگر نقاط آن به خورشيد نزديكتر است. اما مكان اين نقطه در هر بار گردش سياره به دور خورشيد اندكي تغيير مي كند. دانشمندان به اين جابجايي، سبقت سياره مي گويند. دانشمندان از قانون نيوتون براي محاسبه اين جابجايي استفاده كردند اما نتيجه معادله با آنچه كه مشاهده مي شود اندكي متفاوت است. در سال 1915، آلبرت انيشتين، فيزيكدان متولد آلمان، تئوري فضا-زمان-گرانش يا تئوري نسبيت عام را معرفي كرد. تئوري انيشتين طرز فكر دانشمندان به گرانش را به كلي دگرگون كرد. البته اين تئوري، قانون نيوتون را رد نكرد بلكه آنرا گسترش داد. در بيشتر موارد، نتيجه اي كه از تئوري نسبيت حاصل مي شد، اندكي با نتيجه به دست آمده از قانون نيوتون متفاوت بود. براي مثال، انيشتين از تئوري خود براي اندازه گيري سبقت مداري سياره عطارد استفاده كرد و نتيجه به دست آمده درست برابر با مشاهدات بود. اين نخستين آزمون براي تائيد تئوري نسبيت عام به حساب آمد. تئوري انيشتين بر اساس دو چيز استوار بود. اول، ماهيتي به نام فضا-زمان و دوم قانوني كه به نام اصل هم ارزي شناخته مي شود. در رياضيات پيچيده نسبيت، زمان و فضا از هم جدا نيستند. در عوض، فيزيكدانان به مجموعه اي از زمان و فضاي سه بعدي شامل طول، عرض و ارتفاع، فضا-زمان مي گويند. انيشتين چنين بيان كرد كه ماده و انرژي مي توانند با ايجاد انحنا در فضا-زمان، شكل آنرا تغيير دهند و گرانش در واقع تاثير اين انحنا در فضا-زمان مي باشد. اصل هم ارزي مي گويد كه تاثيرات گرانش و تاثيرات شتاب با هم برابرند. براي درك اين اصل، تجسم كنيد كه شما در سفينه اي هستيد كه به هيچ جرم آسماني نزديك نيست. بنابراين سفينه شما تحت تاثير هيچ گونه نيروي گرانشي قرار ندارد. فرض كنيد كه سفينه شما به سمت جلو مي رود اما شتاب ندارد. به بياني ديگر، سفينه شما با سرعتي ثابت و در جهتي ثابت حركت مي كند. اگر شما توپي را بيرون بگيريد و رها كنيد، توپ سقوط نخواهد كرد. در عوض، در كنار شما معلق خواهد ماند. اما فرض كنيد كه سفينه شما با افزايش سرعت، شتاب بگيرد. در اين هنگام توپ ناگهان به سمت پائين سفينه سقوط خواهد كرد دقيقا مانند زمانيكه تحت تاثير گرانش قرار بگيرد. از زمانيكه محاسبه سبقت مداري عطارد، تئوري نسبيت را تائيد نمود، مشاهدات زيادي براي بررسي پيش بيني هاي تئوري نسبيت انجام گرفت. برخي از نمونه ها عبارتند از: انحراف پرتوهاي نور و امواج راديويي، وجود امواج گرانش و سياه چاله ها و گسترش كائنات. تئوري انيشتين پيش بيني مي كرد كه گرانش مي تواند مسير پرتوهاي نور را هنگاميكه از نزديك يك جرم سنگين عبور مي كنند دچار انحراف كند. انحراف به اين دليل به وجود مي آيد كه اجرام، فضا-زمان را دچار انحنا مي كنند. خورشيد به قدري سنگين هست كه بتواند پرتوهاي نور را منحرف نمايد و دانشمندان در سال 1919، در حين يك كسوف كامل توانستند اين پيش بيني را تائيد كنند.
اين تئوري همچنين پيش بيني كرد كه خورشيد امواج راديويي را منحرف كرده و سرعت آنها را كاهش مي دهد. دانشمندان با اندازه گيري انحرافي كه خورشيد در امواج راديويي ارسال شده توسط كوازارها (اجرام بسيار بسيار قدرتمند كه در مركز برخي كهكشانها قرار دارند) ايجاد مي كند اين پيش بيني را نيز تائيد كردند. محققين تاخير امواجي كه از كنار خورشيد عبور مي كردند را با ارسال سيگنالهايي بين زمين و فضاپيماي وايكينگ كه در سال 1976 به مريخ رسيد، اندازه گيري كردند. آن اندازه گيريها همچنان يكي از پر ارزش ترين تائيديه هاي تئوري نسبيت به حساب مي آيند. تئوري نسبيت نشان داد كه اجرام سنگيني كه به دور يكديگر در چرخشند، امواجي را به نام امواج گرانشي منتشر مي كنند. از سال 1974، دانشمندان حضور اين امواج را به طور غير مستقيم با مشاهده اجرامي به نام تپ اختر دوتايي تائيد كرده اند. تپ اختر دوتايي نوعي ستاره نوتروني است كه با سرعت بسيار زياد به دور جرمي مشابه خود اما كوچكتر و غير قابل مشاهده مي چرخد. ستاره نوتروني متشكل از سلولهاي نوترون، ذره اي كه به طورمعمول تنها در هسته اتمها يافت مي شود، مي باشد. يك تپ اختر ، دو موج راديويي را در دو جهت مخالف هم منتشر مي كند. با چرخش ستاره حول محور خود، موجها مانند پرتوهاي نور يك نورافكن در فضا پخش مي شوند. اگر يكي از اين امواج راديويي به زمين برسد، تلسكوپهاي راديويي اين موج را به صورت يك سري پالس دريافت مي كنند. با مشاهده دقيقتر تغييرات پالسهاي يك تپ اختر دوتايي، دانشمندان مي توانند دوره مداري (زمانيكه دو ستاره يك دور كامل در مدار خود مي زنند) آن را تخمين بزنند. مشاهدات تپ اختر دوتايي PSR 1913+16 نشان داد كه دوره مداري آن كاهش مي يابد و ستاره شناسان اين مقدار كاهش را اندازه گيري كردند. دانشمندان همچنين از معادلات نسبيت عام براي محاسبه مقدار كاهش دوره مداري، در صورت انتشار امواج گرانشي، استفاده كردند. مقدار محاسبه شده دقيقا برابر با مقدار اندازه گيري شده بود. تئوري انيشتين حضور اجرامي به نام سياهچاله ها را پيش بيني كرد. سياهچاله منطقه اي در فضا است كه نيروي گرانش آن اجازه گريز به هيچ چيز حتي پرتوهاي نور را نمي دهد. محققان مدارك مستدلي در دست دارند كه نشان مي دهد اغلب ستارگان سنگين در نهايت به سياهچاله تبديل مي شوند و بيشتر كهكشانها داراي يك سياهچاله عظيم الجثه در مركز خود مي باشند. انيشتين در سال 1917، مقاله نسبيت عام را كه مطالعه اي بر كل كيهان بود ارائه نمود. بر اساس اين تئوري، كائنات يا در حال گسترش است و يا در حال انقباض. در آن سال دانشمندان مدارك قاطعي براي پذيرفتن هيچ يك از آن دو حالت در دست نداشتند. انيشتين براي پيشگيري از بروز مخالفت ديگران با تئوري نسبيت عام، عاملي به نام ثابت كيهاني را به تئوري خود افزود. ثابت كيهاني، دفع هر ذره در فضا توسط ذرات اطرافش، براي پيشگيري از انقباض جهان مي باشد. بالاخره در سال 1929، ستاره شناس آمريكايي ادوين هابل (Edwin Hubble) كشف كرد كه كهكشانهاي دوردست در حال دور شدن از زمين مي باشند و هر چه فاصله كهكشان از زمين بيشتر است سرعت دور شدن آن نيز بيشتر است. كشف هابل نشان داد كه دنيا در حال انبساط است. در پي اين اكتشاف و تائيد آن توسط مشاهدات ستاره شناسان ديگر، انيشتين ثابت كيهاني را از تئوري خود حذف نمود و آن را بزرگترين اشتباه خود توصيف كرد. كشف گسترش كائنات به همراه مشاهدات ديگر، منجر به شكل گيري تئوري منشا كائنات يعني تئوري بيگ بنگ يا مهبانگ شد. بر اساس اين تئوري، جهان در پس يك انفجار مهيب آغاز شده است. در آغاز، كل جهاني كه ما امروز در اين ابعاد و اندازه مي بينيم، به كوچكي يك تيله بوده است. سپس مواد شروع به گسترش كرده و اين گستردگي تا به امروز ادامه يافته است. انرژي تاريك گرچه انيشتين ثابت كيهاني را بزرگترين اشتباه خود خواند اما شايد اين عامل يكي از بزرگترين دستاوردهاي مطالعات او باشد. اندازه گيريهايي كه در سال 1998 گزارش شدند نشان مي دهند كه جهان با سرعت بيشتر و بيشتري رو به گسترش است. به علاوه، سرعت گسترش همانطور كه در نسبيت عام با ثابت كيهاني محاسبه شده بود، افزايش يافته است. تا قبل از انتشار گزارشات، ستاره شناسان همگي فكر مي كردند كه از سرعت گسترش به دليل وجود گرانش بين كهكشانها، كاسته شده است. اندازه گيريها نشان دادند كه انفجارهاي ابر نواختر در كهكشانهاي دور دست، كم نور تر از آن هستند كه انتظار مي رود بنابراين كهكشانها دورتر از آن هستند كه ما تصور مي كنيم. اما اين كهكشانها فقط در صورتي مي توانند چنين فاصله دوري از ما داشته باشند كه افزايش سرعت گسترش از گذشته آغاز شده باشد. ستاره شناسان به اين نتيجه دست يافته اند كه افزايش سرعت گسترش كائنات وابسته به عاملي است كه بر خلاف گرانش عمل مي كند. اين عامل ممكن است ثابت كيهاني و يا چيزي به نام انرژي تاريك باشد. دانشمندان هنوز به يك تئوري براي وجود انرژي تاريك نرسيده اند اما آنها مي دانند كه چقدر از آن احتمالا در دنيا وجود دارد. مقدار انرژي تاريك كائنات حدودا دو برابر مقدار ماده در آن است. ماده در جهان شامل دو نوع است: ماده مرئي و ماده اسرار آميزي به نام ماده تاريك. دانشمندان از تركيب بندي ماده تاريك بي اطلاعند. اما اندازه گيريهاي حركت ستارگان و ابرهاي گاز در كهكشانها دانشمندان را وادار به باور نمودن وجود چنين ماده اي كرده است. اين اندازه گيريها نشان داده اند كه جرم كهكشانها چندين بار بيشتر از جرم اجرام مرئي در آنها است. همه اين مشاهدات بيانگر اين هستند كه مقدار ماده تاريك در كائنات 30 برابر ماده مرئي در آن است. مشاهدات ديگري كه انجام گرفته اند نشان دادند كه تئوري نسبيت عام در همه جاي كائنات كاربرد دارد. كيهان شناسان عمر جهان را به كمك معادلات نسبيت عام، ميزان سرعت گسترش جهان و مقدار تخميني ماده و انرژي تاريك محاسبه كردند. مقدار محاسبه شده، حدودا 14 بيليون سال، با نتايج به دست آمده توسط دو روش ديگر محاسبه عمر جهان يعني محاسبه بر اساس تكامل ستارگان و محاسبه بر اساس نيمه عمر راديواكتيو ستارگان پير، همخواني داشت. همراه با رشد و تكامل ستاره، دماي سطحي و نورانيت آن به روش كاملا شناخته شده اي تغيير مي كند. ستاره شناسان مي توانند با اندازه گيري دماي سطحي و نورانيت يك ستاره، سن آن را تشخيص دهند. با بهره گيري از اين روش، پير ترين ستاره اي كه تا كنون ستاره شناسان پيدا كرده اند حدود 13 بيليون سال عمر دارد. نيمه عمر راديو اكتيو بر اساس اين واقعيت است كه عناصر شيميايي مشخص، دچار تجزيه راديواكتيو مي شوند. در تجزيه راديواكتيو، يك ايزوتوپ از يك عنصر به ايزوتوپ عنصري ديگر تبديل مي شود. ايزوتوپ هاي راديواكتيو با سرعت مشخص و شناخته شده اي تجزيه مي شوند. در سال 2001، دانشمنداني كه در شيلي، با تلسكوپ بزرگ رصدخانه اروپاي جنوبي كار مي كردند، با تكنيك نيمه عمر راديواكتيو، ستاره اي پير در كهكشان راه شيري را مورد مطالعه قرار دادند. محققان اورانيوم 238 كه شامل 92 پروتون و 146 نوترون است را بررسي كردند. دانشمندان مي دانستند كه آن ستاره در زمان شكل گيري شامل چه مقدار اورانيوم بوده است. آنها مقدار اورانيوم فعلي آن را اندازه گيري كردند. آنان با استفاده از اطلاعات به دست آمده و محاسبات، عمر اين ستاره را به دست آوردند. به احتمال خيلي زياد آن ستاره 5/12 بيليون سال عمر دارد، بنابراين عمر جهان احتمالا از آن بيشتر است. محاسبه عمر چندين ستاره پير ديگر نيز تقريبا به همين نتيجه ختم شد. منبع: پارس اسكاي www.hupaa.com
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 23:29  توسط سید مسعود کاظمی
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:28  توسط سید مسعود کاظمی
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:22  توسط سید مسعود کاظمی
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:18  توسط سید مسعود کاظمی
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:14  توسط سید مسعود کاظمی
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:9  توسط سید مسعود کاظمی
|
قاره ي استراليا داراي منابع و معادن فراوان است.سپس از کشف اين قاره توسط اروپائيان، مهاجران زيادي از اروپا و به ويژه انگلستان راهي اين جزيره شدند و بخش هاي مختلف آن را کم کم زير نفوذ خود در آوردند. براثر توسعه ي صنعت و فناوري و استخراج منابع و معادن، امروزه استراليا به يکي از کشورهاي پيشرفته ي صنعتي جهان مبدل شده است. چرا قاره ي قطب جنوب به محافظت نياز دارد؟ جنوبي ترين خشکي کره ي زمين قاره ي قطب جنوب است که يك دهم مساحت خشکي هاي جهان را شامل مي شود و وسعت آن از مساحت قاره ي اروپا يا استراليا بيشتر است.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 21:54  توسط سید مسعود کاظمی
|
ماهیت فرمول انشتین چیست ؟ سال ۱۹۰۵ در یک آپارتمان کوچک در شماره ۴۹ خیابان کرامر گاسه در برلین (منزل مسکونی انشتین) اتفاق بزرگی افتاد. کسی چــه میدانست با کشف فرمول معروف نسبیت خــــــاص E = mc2 میتوان جـان هزاران نفر را در هیروشیما و ناکازاکی گرفت و یا اینکه برای میلیونها نفر در سراسر جهان برق و انرژی تولید کرد؟! فـــــرمول E = mc2 میگوید که اندازه انــــرژی آزاد شده برابر است بــا حاصل ضرب جرم جسم تبدیل شده در مجذور سرعت نور. به این معنی که اگر ما بتوانیم جسمی بـــه جرم مثلا یک کیلوگـــــرم را به انرژی تبدیل کنیم معادل ۹ ضربدر ۱۰ به توان ۱۶ ژول انرژی خواهیم داشت که مقدار بسیار بزرگی است. فرمول اینشتین تبدیل جرم به انرژی را بیان میکند. در شکافت هستهای همین عمل صورت میگیرد.
انشتین
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:57  توسط سید مسعود کاظمی
|
امواج راديو نوعي از تشعشعات الکترومغناطيسي هستند و هنگامي بوجود ميآيند که يک شي باردار شده با فرکانسي که در بخش فرکانس راديويي (RF) طيف الکترومغناطيسي قرار دارد شتاب بگيرد. اين محدوده فرکانس از ده ها هرتز تا چند گيگا هرتز تغيير ميکند. تشعشعات الکترومغناطيسي توسط نوسانات ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي انتشار مييابند و از طريق هوا و نيز خلا به همان خوبي عبور ميکنند و نيازي به واسطه انتقال ندارند. در مقابل، ديگر انواع تشعشعات الکترومغناطيسي با فرکانس هايي بالاي محدوده RF به اين شرح اند: اشعه گاما، اشعه X و مادون قرمز، ماورا بنفش و نور مرئي. وقتي که امواج راديويي از يک سيم عبور مي کنند، ميدان الکتريکي و مغناطيسي متغير آنها (بر حسب شکل سیم) جریان و ولتاژی متناوب در سیم القا میکنند. این جریان و ولتاژ را میتوان به سیگنال های صوتی و دیگر انواع سیگنال تبدیل کرد که اطلاعات را انتقال دهند. با وجودی که واژه رادیو برای توصیف این پدیده به کار میرود، ارسال داده هایی که ما به عنوان تلویزیون، رادیو، رادار و تلفن می شناسیم، همگی در کلاس انتشار فرکانس رادیویی هستند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:57  توسط سید مسعود کاظمی
|
فریکانس اندازه گیری تعداد تکرار اتفاقی در واحد زمان است. برای محاسبه فریکانس بر روی یک بازه زمانی ثابت، تعداد دفعات وقوع یک حادثه را در آن بازه می شماریم و سپس این تعداد را بر طول بازه زمانی تقسیم می کنیم. پس از فیزیک دان آلمانی هاینریش رودولف هرتز، در سیستم واحدهای SI فریکانس با هرتز(Hz) اندازه گیری می شود. یک هرتز به این معنی است که یک واقعه یک بار بر ثانیه رخ می دهد. واحدهای دیگری که برای اندازه گیری فریکانس بکار می روند به این شرح هستند: سیکل بر ثانیه، دور بر دقیقه (rpm). سرعت قلب توسط واحد ضربان بر دقیقه اندازه گیری می شود. یک روش جایگزین برای محاسبه فریکانس، اندازه گیری زمان بین دو رخداد متوالی حادثه ای است (دوره تناوب) و سپس محاسبه فریکانس به صورت عددی متقابل این زمان مانند زیر: : که در آن T دوره تناوب است.
گراف فریکانس رادیو
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:56  توسط سید مسعود کاظمی
|
نیرو های پایه در فیزیک ،نیروهـــایی هستند کـــــه تمام پدیدههای فیزیکی در طبیعت توسط آنها صورت میگیرد. ما در فیزیک با چهار نیروی پایه آشنا هستیم: نیروی هستهای ضعیف، نیروی هستهای قوی، الکترومغناطیس و گرانش. برای توجیه نیروهای گرانش و الکترومغناطیس در فیزیک کلاسیک، چندین اصول موضوع مورد احتیاج و همچنین مورد استفاده بودند. ولــی امروزه انسان میداند که بر طبق نظریه میدانهای کوانتومی، همه این چهــار نیرو توسط رد و بدل بوزونها صورت میگیرند. البته بـــاید، در اینجا توجه کرد که برای نیروی گرانشی، نظریه میدان کـــــوانتومی قابل فهمی هنوز موجود نمیباشد. چراکه دو تئوری بزرگ قرن بیستم یعنی مکانیک کوانتومی و نظریه نسبیت عام متاسفانه با هم سازگاری ندارند و بلکه با هم در تضاد هستند. از طرف دیگر، با افزایش انرژی جنبشی بین دو ذرّه برهمکنش کننده، قدرت نیروهای پایهً بین آنها نیز به هم نزدیک میشود، به طوری که فیزیکدانان بر این باورند که قدرت همه این نیروها در انرژیهای خیلی بالا، به عنوان مثال هنگامی که مهبانگ رخ داده است، با هم برابر بودهاست.
رفتار حدنیرو قدرت نسبی جرم بوزون واسط نیروی پایه 1 / r 7 1 0 قوی 1 / r 5 − 1 / r7 10 − 18 10 − 5 80,80,91 W+, W-, Z0 ضعیف 1 / r 2 10 − 2 0 الکترومغناطیس 1 / r 2 10 − 38 0 گرانش جدول نیرو های پایه
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:53  توسط سید مسعود کاظمی
|
نخستین ساعت چگونه ساخته شد؟ مصریان قدیم ساعتی ساختند که به آن ساعت سایه ای می گفتند . این ساعت به این گونه بود که سایه ی قطعه ای چوب عمودی بر روی یک قطعه چوب افقی می افتد و زمان را با آن اندازه می گرفتند. ساعت آبی نیز توسط مصریان اختراع شد . این ساعت وسیله ای ساده بود . یک سطل آب که در ته آن سوراخی وجود داشت. آب از سوراخ به آهستگی بیرون می چکید ، پس از مدتی که سطح آب درون سطل پایین می رفت زمان را نشان می داد. ساعت آفتابی هم خیلی قدیمی است . این ساعت شبیه ساعت های سایه ای بود ولی بسیار از آن ها دقیقتر کار می کرد .ساعت روی دیوار یا پرده ای علامت گذاری می شد و سایه یک عقربه که بطور مایل روی دیوار نصب شده بود بر روی دیوار می افتد و زمان را نشان می دهد . در سال 1400 میلادی یک نوع ساعت مکانیکی وجود داشت که یک وزنه ، چرخدنده های آن را به حرکت می آورد . اما این ساعت دقیق نبود و تنها یک عقربه ساعت شمار داشت . نخستین ساعت جیبی در سال 1658 به بازار آمد . این ساعت خیلی دقیق بود و عقربه ی دقیقه شمار هم داشت . نخستین ساعت دستی را ((پتر هلین )) در سال 1504 میلادی ساخت.
ساعت آفتابی مصریان
ساعت آفتابی رومیزی
ساعت آفتابی دیواری
ساعت آفتابی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:49  توسط سید مسعود کاظمی
|
ساموئل مورس در سال ۱۸۴۳ (۱۲۲۲ خورشيدی) تلگراف را اختراع و آن را به نام خود ثبت کرد. صنعت تلگراف اولين بار در سال ۱۸۴۴ آغاز به کار کرد. در سال ۱۸۶۵، به دعوت ناپلئون سوم، نمايندگان بيست کشور جهان در پاريس اجتماع کردند و اولين قرارداد بين المللی ارتباطی به نام اتحاديه بين المللی تلگراف را تصويب کردند و درهمان سال، نخستين آيين نامه بين المللی تلگراف را نيز به تصويب رساندند که بعداً به اتحاديه بين المللی ارتباطات راه دور ITU تغيير نام داد.
دستگاه تلگراف
اولین تلگراف
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:49  توسط سید مسعود کاظمی
|
زمان از نگاه تاريخ از یك پرسش كلی آغاز كنیم: زمان چیست؟ مردمان باستان چه تصوری از زمان و گذر آن داشتند؟ ماهیت "زمان" یكی بزرگترین رازها و پرسشهای مردمان باستان بوده است. پرسشی كه هنوز هم پاسخی برای آن یافت نشده است. علیرغم دستاوردهای علمی بشر در سدههای گذشته، هیچگونه پیشرفتی در زمینه درك مفهوم زمان و تعریفی از آن به دست نیامده است. در متن كهن "روایات داراب هرمزد" آمده است: "زمان را آغاز پدید نیست، پایان پدید نیست، بن پدید نیست، پهنا پدید نیست، همیشه بوده است و همیشه باشد." از سوی دیگر "استیفان هاوكینگ" یكی از بزرگترین دانشمندان كیهانشناس در دوران معاصر می گوید: "از زمان هیچ ندانستم، از كجا آمده، به كجا میرود، چه هنگام آمده و چگونه میرود." میبینید كه شباهت شگفت این دو سخن، كه یكی بازگوكننده اندیشه ایرانیان كهن و دیگری دستاورد دانش امروزی است، نشانگر پیچیدگی و نادسترس بودن درك مفهوم زمان است. اما از سوی دیگر، زمان برای مردمان باستان، پدیدهای رازآمیز و مقدس دانسته میشده و همواره با جهان مینوی در پیوند بوده است. در متون اوستایی از زمان با نام "زروان" یاد شده است و میدانیم كه زروان برای باورمندان به آن كه زروانیه (زروانیسم) خوانده میشدهاند؛ به نوعی نام خدای بزرگ و سرچشمه آفرینش همه پدیدههای گیتی و از جمله اهورامزدا بوده است. حركتهای روزانه و سالانه خورشید و نیز وزش باد، نمادهایی از زروان و پدیدههایی برای درك گذر زمان بشمار میرفتهاند و گرامی دانسته میشدهاند. از همین باورهای كهن زروانی است كه در طول هزاران سال و در میان همگی اقوام و ادیان، نامهای مرتبط با زمانسنجی و گاهشماری همواره از نامهای مینویان و مقدسان الهام گرفته شده است و نامهای در پیوند با زمان (مانند نام ماهها و تقسیمات شبانروز) در نزد همگان، نامهایی مقدس دانسته میشوند. همچنین نوبتهای چندگانه ادای نماز در ادیان گوناگون، همواره با جایگاه خورشید در آسمان مرتبط است. تقسیم شبانروز به اجزای گوناگون همچون ساعت چه روندی در طول تاریخ داشته است؟ داود بن محمود قیصری، در سده هشتم هجری و در رساله "معمای زمان" مینویسد كه "زمان نه آغازی دارد و نه پایانی. زمان، قابل تقسیم نیست و آنچه كه ما آنرا بخش میكنیم تنها در پندار ماست." به درستی میتوان گفت كه زمان در سرشت خود قابلیت بخشپذیری ندارد و از همین رو است كه انسان در طول تاریخ هیچگاه نتوانسته است به تقسیمی از زمان دست یابد كه با رویدادهای كیهانی و طبیعی سازگاری داشته باشد. از همین رو است كه هزاران شیوه تقویمنویسی گوناگون پدید آمده است كه هیچكدام با تقویم طبیعی همخوانی و سازگاری كامل ندارند. اما در زمینه تقسیم شبانروز، تفاوتها به اندازه تقویمنگاری نبوده است. شبانروز به دو گونه متفاوت تقسیم میشده است. یكی، بر مبنای چهار "گاه" یعنی نیمه شب تا برآمدن خورشید، از آنجا تا نیمروز، از نیمروز تا فرو شدن خورشید و از آن تا نیمه شب. البته مبدأ شبانروز الزاما و همواره در نیمه شب نبوده و ممكن بوده كه آغاز هر یك از گاههای نامبرده شده، مبدا شبانروز دانسته شود. برای نمونه در گاهشماری قمری، شبانروز از هنگام فروشدن خورشید آغاز میشود و اصطلاحهای "شب جمعه" و مانند آن، به همین دلیل است. در بسیاری از نواحی روستایی ایران هنوز هم كشاورزان ساعت خود را بر مبنای غروب خورشید بر روی عدد دوازده تنظیم میكنند و به آن ساعت "غروب كوك" میگویند. در شیوه دیگر، شبانروز به 24 ساعت یا پاس تقسیم میشود. طول شبانروز (چه خورشیدی و چه نجومی) همیشه 24 ساعت كامل نیست و در طول روزهای سال تا چند دقیقه كمتر و یا بیشتر میشود كه در قرارداد عموم و برای جلوگیری از ناهنجاریها، همه شبانروزها 24 ساعت كامل فرض میشوند. تقسیم شبانروز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقیقه و هر دقیقه به 60 ثانیه و هر ثانیه به 60 ثالثه، پیشینهای بس طولانی دارد. كتیبههای بابلی یا اكدی كه پس از كوچ كاسیان از ایران به میاندورود (بینالنهرین) به دست آمده، نشاندهنده كاربرد این شیوه تقسیم زمان، دستكم از نیمه نخست هزاره دوم پیش از میلاد است. این شیوه تقسیم زمان از نظام شصتگانی شمارش اعداد برگرفته شده كه در آن زمان روایی داشته و تا به امروز باقی مانده است. از جمله فواید نظام شصتگانی شمارش اعداد، قابلیتهای بیشتر بخشپذیری در میان اجزا و اضعاف آن است. یكی از اضعاف این سیستم، عدد 360 است كه هر چند در زمانسنجی كاربری چندانی ندارد، اما در درجهبندی دایره سنت دیرین علمی خود را حفظ كرده است. آیا شبانروز، تعریفهای و اشكال گوناگونی دارد؟ شبانروز، همانند دیگر پدیدهای تقسیم طبیعی یا قراردادی زمان، تعریفهای گوناگونی دارد. شبانروز نجومی، از یك دوره كامل گردش زمین بدور خودش یا دوران ستارگان بر گرد قطب آسمانی بدست میآید. اگر نصفالنهار ناظر را به عنوان نقطه محاسبه در چرخش كره آسمانی در نظر بگیریم؛ یك چرخش كامل هر نقطه ثابت كره آسمانی نسبت به این نصفالنهار را میتوان یك روز نجومی نامید. شبانروز نجومی از لحظه ظهر نجومی آغاز میشود و آن زمانی است كه نقطه اعتدال از نصفالنهار محل مفروض عبور میكند. شبانروز نجومی نیز به ساعت، دقیقه و ثانیه تقسیم میشود، اما طول هر یك از آنها كمتر از همان اندازهها در شبانروز خورشیدی است. دیگری، شبانروز خورشیدی ظاهری است كه عبارت است از فاصله زمانی بین دو عبور متوالی از مركز قرص خورشید بر روی یك نصفالنهار واحد. اما در زمانسنجی عمومی از شبانروز متوسط خورشیدی استفاده میشود كه در آن طول شبانروز 24 ساعت كامل فرض شده است. تفاوت مقادیر و دادههای بین زمان ظاهری خورشیدی و زمان متوسط خورشیدی، معادله زمان خوانده میشود. چون طول شب و روز در فصلهای گوناگون تفاوت میكند، آیا در طول زمانی ساعات نیز تاثیر میگذاشته است؟ ساعتها از دو نظام گوناگون پیروی میكردهاند. ساعت مستوی و ساعت معوج. ساعت مستوی همین نظام ساعتشماری متداول امروزی است كه طول شبانروز 24 ساعت كامل فرض میشود و از چند دقیقه خطای آن چشمپوشی میشود. اما در ساعت معوج، 12 ساعت به روز و 12 ساعت به شب تعلق دارد. در نتیجه طول هر یك ساعت، تنها در دو روز از سال با یكدیگر برابر هستند و در دیگر روزهای سال (گاه تا حدود دو برابر) نسبت به یكدیگر نامساوی هستند. شیوهها و مقیاسهای استاندارد عمومیتیافته ساعتشماری در جهان چگونه بوده و هستند؟ هر چند شواهدی در دست است كه نوعی گاهشماری جهانی بر بنیاد نصفالنهار نیمروزان در سیستان در دوران باستان شناخته شده بوده است؛ اما به نظر میآید كه اجزای شبانروز (همانند ساعت) هیچگاه تا دوران معاصر جنبه جهانی یا فراگیر نداشتهاند و این دستاورد در دوران معاصر، محصول گسترش تواناییهای مخابراتی همچون اختراع تلگراف و تلفن است. برای اندازهگیری ساعت و اجزای آن، نظامهای گوناگونی وجود دارد. سنجش بر مبنای زمان ظاهری یا زمان میانگین خورشیدی، زمان نجومی، زمان نجومی محلی، زمان میانگین گرینویچ (GMT)، زمان نجومی میانگین گرینویچ، زمان جهانی و زمان هماهنگ جهانی (UTC). زمان هماهنگ جهانی به شبانروز خورشیدی متوسط بسیار نزدیك است و حدود 34 سال است كه وقت استاندارد جهانی بر بنیاد آن برای نصفالنهار مبدأ، محاسبه و اعلان میگردد و كشورهای دیگر با توجه به آن وقت رسمی خود را اعلان میكنند. قاعده تفاوت ساعتها در كشورهای مختلف چگونه است؟ از آنجا كه طول شبانروز 24 ساعت كامل فرض شده است و دایره نیز از 360 درجه تشكیل شده است، پس كره زمین هر 15 درجه را در مدت یك ساعت میپیماید و هر 15 درجه فاصله طول جغرافیایی بر روی زمین، متضمن اختلاف زمانی یك ساعته است. از آنجا كه در اواخر سده نوزدهم میلادی، نصفالنهاری كه از نزدیكی رصدخانه گرینویچ در انگلستان میگذرد به عنوان نصفالنهار مبنا انتخاب شده و به مرور كشورهای دیگر نیز آنرا پذیرفتهاند، طبق این قرارداد یك یا چند نصفالنهار كه فاصله آنها از نصفالنهار مبدأ، ضریبی از هفت و نیم درجه قوسی یا 30 دقیقه زمانی باشد، به عنوان نصفالنهار استاندارد آن كشور یا منطقهای از یك كشور انتخاب میشود كه زمان رسمی آن بشمار میآید. نصفالنهار رسمی ایران پنجاه و دو و نیم درجه در خاور نصفالنهار مبدا (حدود یك درجه در شرق تهران) جای دارد و در نتیجه فاصله زمانی آن از مبدأ جهانی سه و نیم ساعت است. به عبارت دیگر هنگامی كه زمان رسمی ایران، ساعت 12 را نشان میدهد، در نصفالنهار پنجاه و دو و نیم درجه، زمان ظهر متوسط است و این ساعت به سراسر كشور ایران تعمیم داده میشود. (زمان ظهر متوسط با ظهر حقیقی و شرعی متفاوت است.) اما در كشورهای پهناوری كه چندین نصفالنهار استاندارد از آنها عبور میكند، ساعتهای رسمی نیز متعدد هستند. ساعت تابستانی چه كاربردی دارد و استفاده از آن در ایران چه فواید یا مضراتی دارد؟ برخی از كشورها به منظور استفاده بیشتر از روشنایی روز و صرفهجویی در مصرف انرژی، ساعت رسمی خود را در حدود اوایل فصل بهار، یك ساعت به جلو میبرند و در اواخر تابستان به جای پیشین خود بازمیگردانند. این تغییر ساعت، قاعده مشخص و یكسانی در كشورهای گوناگون ندارد و با تفاوتهایی از اواخر ماه مارس آغاز و تا اواخر ماه سپتامبر ادامه مییابد. به گمان من تغییر ساعت در ایران به چند دلیل نمیتواند مفید و كارا باشد. نخست اینكه هممیهنان ما عملاً وقت خود را بیشتر بر مبنای زمان فرا رسیدن تاریكی شامگاه تنظیم میكنند و نه بر مبنای ساعت. در ساعات آغازین شامگاه، خیابانهای ما در اوج شلوغی و بازگشت به خانه هستند و مهم نیست كه چه ساعتی از روز است. این اوج شلوغی در زمستانها حدود ساعت پنج بعدازظهر و در تابستانها حدود ساعت هشت بعدازظهر است. فاصله سه ساعت ایندو از یكدیگر، نشاندهنده اینست كه زمان تاریكی و پایان روشنایی مهم است و نه زمان ساعتی. دوم اینكه پس از تغییر ساعت رسمی، مردم نیز عملاً ساعت كاری خود را تغییر میدهند و در اصل تفاوتی ایجاد نمیشود. سوم اینكه اختلاف نسبت طول روز با شب در كشورهای اروپایی به دلیل اینكه در عرضهای جغرافیایی بالاتری هستند، بیشتر از كشورهای نواحی معتدله و از جمله ایران است و بیشتر به تغییر ساعت نیاز دارند. چهارم اینكه عملاً بسیاری از مردمان (به ویژه كشاورزان) این تغییر را نمیپذیرند و تا پایان تابستان، دو ساعت قدیم و جدید روایی دارد و كار را مشكلتر میكند. در هر صورت، حتی اگر قاعده ساعت تابستانی در ایران بدون وقفه اجرا شود، آسیبهای وارده از آن بسیار كمتر از این است كه گاهی آنرا اجرا و گاهی لغو كنیم. به ویژه تصمیم به لغو آن در آخرین روزهای سال میتواند آسیبهای بسیار جدی در قراردادهای اجتماعی و مناسبات بینالمللی ایجاد كند. اصولاً دستكاریهای عجولانه و تصمیمگیریهایی كه قراردادهای همگانی و پذیرفتهشده زمان (چه تقویم و چه ساعت) را جابجا میكنند، تبعات مخرب فراوانی در پی دارد. ساعت، به عنوان ابزار و دستگاه اندازهگیری زمان چه سابقهای در ایران دارد؟ این پرسشی است كه میتوان در باره آن كتابها نوشت. تعداد و گونههای ساعتهای ساختهشده و متداول در ایران (كه برخی از آنها منحصراً نوآوری ایرانیان بوده است) بسیار فراوان و پرشمار هستند. از ساعتهای خورشیدی تا ساعتهای شنی و آتشی، تا ساعتهای آبی و مكانیكی. گونهای از ساعت آفتابی بسیار جالب و بزرگی كه به نام "سنگ نصفه روز" در نیاسر كاشان قرار داشت، در سالهای اخیر بخاطر بیتوجهی و قدرناشناسی از بین رفت. بسیاری از بناهای باستانی و به ویژه برجهای یادمانی، كاركردی چند منظوره دارند كه یكی از كاربردهای آنها تعیین وقت و هنگام است. من شخصاً ساعت شنی دقیقی را هنوز در ایران ندیدهام اما با ساعتهای آبی بسیار دقیقی روبرو شدهام كه در بسیاری از نواحی ایران با نام "پنگان" رواج داشته است. پنگان (كه شكل تغییر یافته آن همان فنجان است) عبارت است از ابزار كاسهمانندی از جنس مس یا روی كه سوراخی در انتهای آن دارد و پیرامون داخلی آن به دقت درجهبندی شده است. این ابزار را افزارمند متخصصی كه متصدی آن بوده است در داخل ظرف پر از آب دیگری مینهاده و این آب به آهستگی از روزنه زیر ساعت به درون آن راه مییافته و زمان را گاه با دقت حیرتانگیزی اندازهگیری میكرده است. ساخت چنین ساعتی از فنآوری ویژهای برای بدستآوردن نقطه ثقل، اندازه دقیق روزنه، ضخامت یكسان، خیز مشخص و محاسبهشده، درجهبندی لگاریتمی دقیق و احیانا آرایههای هنری و نگارین برخوردار بوده است. نمونهای كه در اختیار من است دارای دقتی به اندازه تقریبی یك در هزار است و در طول یك ساعت كامل، خطایی در حدود چند ثانیه دارد. اما در زمینه ساخت ساعتهای مكانیكی نیز ایرانیان سابقه و دستاوردهای درخشانی دارند. خاندان بنوموسی، ابنجزری، ابن شاطر و ابن ساعاتی از بزرگترین ساعتسازان تاریخ ایران بودهاند. رستم ساعاتی چنین آورده است كه ساعتهایش تفاوت اندكی با ساعتهایی دارد كه توسط هرمز (مهندس عصر ساسانی) ساخته میشده است. این ساعتها، سالهای مدیدی در استان فارس ساخته میشد و سپس تكنولوژی ساخت آن از آنجا به بیزانس و اروپا منتقل شد. میدانیم كه هارونالرشید نیز ساعتی از یك مهندس ساعتساز ایرانی را به شارلمانی، پادشاه وقت فرانسه اهدا كرد. ساعتی كه تركیبی از زمانسنج آبی و مكانیكی بود و در راس هر ساعت، بانگی از آن بر میخواست و درهای فلزی آن به بیرون میجهیدند. اقتباس غربیان از سنتهای ساخت ابزارهای زمانسنجی ایرانی سابقهای دراز دارد. هرودت گزارش كرده است كه گروهی از دانشمندان یونان، سنت تقسیم دوازدهگانه شب و روز و شیوه ساخت ابزارهای زمانسنجی همچون تقویمهای آفتابی و شاخصهای خورشیدی را از ایران به یونان بردند و به مانند ایرانیان، نمونهای از آنرا در اسپارت ساختند. استرلاب نیز یك دیگر از ابزارهای علمی اندازهگیری بوده است كه علاوه بر كاركردهای فراوان آن، برای اندازهگیری وقت و زمان نیز كاربرد داشته است. متأسفانه در سدههای اخیر كارآییهای شگفتانگیز این ابزار پرارزش دانشی ایرانیان صرفاً در خرافهپرستی و عوامفریبی بكار رفت. اما كهنترین انتساب كاربرد ساعت در دوران باستان، از كتاب گرشاسپنامه اسدی توسی بدست میآید. اسدی توسی در این كتاب (كه منظومشده كتاب منثور ابوالموید بلخی است) از ساعتی بزرگ و مكانیكی در زمان گرشاسپ، پهلوان بزرگ سیستانی نام میبرد كه با مجموعهای از حیوانات متحرك و آواهای گوناگون همراه بوده است. روایتهای بازمانده از ویژگیهای تخت تاقدیس ساسانی نیز بر وجود چنین ساعتهای بزرگ مكانیكی در ایران باستان دلالت میكنند. به نظر میآید كه تخت تاقدیس كارآییهای فراوانی داشته كه ابزارهای زمانسنجی و آسماننماها، بخشی از آن بودهاند. اما میباید سخن خود را با یاد حافظ اصفهانی به پایان ببریم كه بزرگترین ساعتساز شناختهشده ایران كهن است. حافظ اصفهانی، ابزارساز و مخترع بزرگ و نامی ایران در سده نهم هجری، میتوانست پیشگام دنیای فنی نوین ایران در پانصد سال پیش باشد، دانشمند و مخترعی كه هیچگاه حمایت جدی از او به عمل نیامد و دانش، فنآوری، نوآوریها و اختراعات پرشمار او بر اثر بیتوجهی عمومی و گسترش اندیشههای خرافی، محكوم به نابودی گشت و میهنش كه كارنامه و پیشینهای درخشان از كوششها و دستاوردهای علمی به همراه داشت، محكوم به عقبماندگی علمی شد. زمان از ديد علمي دوره اي است كه يك عمل يا يك رويداد رخ مي دهد .از هر چيزي كه تغييرات منظم دارد مي توان براي سنجش زمان استفاده كرد . زمان مانند طول و جرم يك مفدار بنيادي در فيزيك است و بعد چهارم آن محسوب مي شود . براي اندازه گيري زمان سه روش موجود است . دو روش اول بر مبناي حركت روزانه ي زمين به دور محورش است . اين روش ها به وسيله ي حركت ظاهري خورشيد در آسمان ( زمان خورشيدي ) يا حركت ظاهري ستارگان در آسمان ( زمان نجومي ) تعيين مي شود . روش سوم اندازه گيري زمان مبني بر دوران كامل زمين به دور خورشيد ( زمان زيجي ) است . زمان خورشيدي : حركت ظاهري خورشيد از عرض آسمان براي مدت هاي طولاني براي اندازه گيري زمان استفاده مي شد . در تمام مكان ها وقتي كه خورشيد به بالاترين نقطه ي آسمان مي رسيد ظهر محسوب مي شود . اين نقطه نصف النهار است . فاصله ي ميان گذر پياپي خورشيد از عرض نصف النهار يك روز است و اين روز طبق عادت به 24 ساعت تقسيم شده است .طول روز مطابق با خورشيد در تمام سال يكسان نيست . اين متغير بودن به دليل بيضوي بودن مدار زمين و ميل دايرةالبروج نسبت به معدل النهار ( استواي آسمان ) است . اين اختلاف گاهي به 16 دقيقه هم مي رسد . با اختراع ساعتي دقيق در قرن 17 اين اختلاف معني دار شد . به اين ترتيب زمان خورشيدي ( كه مبني بر حركت فرضي خورشيد با سرعت هموار در سراسر سال مي باشد ) اختراع شد زمان استاندارد : نيم روز هر محل زماني است كه خورشيد به بالاترين نقطه خود در آسمان رسيده باشد . هنگامي كه مردم ساكن در نقاط غربي يك محل هنوز به نيمه ي روز نرسيده اند ساكنان نقاط شرقي عصر را از سر گذرانده اند . با چرخش زمين نقاط مختلف از شرق به غرب به ترتيب به نيمه روز مي رسند . زمان استاندارد ( كه مبني بر زمان خورشيدي است ) در سال 1883 طي موافقت نامه اي بين المللي براي پرهيز از پيچيدگي كه در اثر استفاده ي هر جامعه از ساعت محلي خود بوجود آمده بود معرفي شد . طي اين موافقت نامه زمين به 24 ناحيه ي زماني دسته بندي شدكه هر ناحيه 15 درجه ي طول جغرافيايي را به خود اختصاص مي دهد. كه اين تقسيم بندي يك تقسيم بندي طبيعي است زيرا سياره ي زمين با سرعت 15 درجه در ساعت به دور خودش مي گردد.منطقه ي اصلي نصف النهار صفر درجه است كه از رصدخانه ي سلطنتي گرينويچ در انگلستان مي گذرد. مناطق زماني ديگر بر حسب فاصله از غرب يا شرق گرينويچ دسته بندي شد . در هر منطقه ي زماني تمام ساعت ها يك عدد را نشان مي داد . در سال 1966 كنگره ي آمريكا از تصويب نامه ي زماني متحدالشكل كه باعث بنا شدن 8 منطقه ي زماني براي آمريكا و متصرفاتش شده بود اجتناب كرد . در سال 1983 چندين كرانه ي منطقه ي زماني تغيير كرد و به همين دليل آلاسكا كه قبلا تحت پوشش 4 منطقه ي زماني بود تحت پوشش يك منطقه ي واحد در آمد . در كشتيراني ساعت ها معمولا زمان محلي گرينويچ را كه ميانگين زمان گرينويچ (GMT) مي گويند نشان مي دهند . منجمان اين سيستم را با نام زمان جهاني (UT) به كار مي برند . زمان نجومي : مكان اصلي آن اعتدال بهاري ( يك مكان خيالي در آسمان كه با صحت زياد توسط منجمان اندازه گيري مي شود ) است. موقعيت اعتدال بهاري توسط ستارگان ثابت تعيين مي شود . (يك روز نجومي زماني آغاز مي شود كه فلان ستاره ي معين از يك نصف النهار عبور مي كند و درست در لحظه اي كه همان ستاره دوباره از همان نقطه عبور مي كند اين روز به پايان ميرسد . اين روز 23 ساعت و 56 دقيقه و 09/4 ثانيه است كه 4 دقيقه كوتاهتر از روز خورشيدي متوسط است)زمان خورشيدي را كه مبني بر مكان ستاره ها است را زمان نجومي مي گويند . ساعتي را كه براي اندازه گيري زمان نجومي تنظيم شده باشد را ساعت نجومي گويند . رصد خانه ي نيروي دريايي آمريكا در واشنگتن از جدول هاي رياضي براي نتيجه گرفتن زمان خورشيدي ميانگين از زمان نجومي ميانگين استفاده مي كند. زمان خورشيدي ميانگين بدين گونه داراي خطاهايي در حد 1 در ميليون است . بين ساعت خورشيدي ميانگين و ساعت نجومي اختلافي وجود دارد كه اين اختلاف به دليل چرخش هم زمان زمين به دور خود و به دور خورشيد به وجود مي آيد . مطابق با زمان نجومي ميانگين زمين بعد از 365 روز و 6 ساعت و 9 دقيقه و 54/9 ثانيه و مطابق با زمان خورشيدي ميانگين زمين بعد از 365 روز و 5 ساعت و 48 دقيقه و 5/45 ثانيه به اعتدال بهاري برميگردد . اين اختلاف 20 دقيقه و 04/24 ثانيه مي باشد. زمان زيجي :زمان خورشيدي ميانگين و زمان نجومي ميانگين هيچ كدام صحيح نيستند . كه اين به دليل نامنظم بودن حركت زمين در مدارش است. اختلاف در سرعت چرخش زمين به مقدار 1 يا 2 ثانيه در سال مي رسد . مجموع اين اختلاف در 200 سال گذشته به 30 ثانيه رسيد بعلاوه سرعت حركت زمين رفته رفته به ميزان 1000/1 در ثانيه در هر 100 سال كاهش مي يابد.بعضي از اين دگرگوني ها مي توانند به حساب بيايند اما دگرگوني هايي كه نامنظم هستند نمي توانند به حساب بيايند.اين اشكالات در سال 1940 با معرفي زمان زيجي كنار گذاشته شد . زمان زيجي به طور عمده توسط منجمان براي محاسبه ي دقيق محل سيارات و ستاره ها استفاده مي شود. زمان زيجي مبني بر دوران سالانه ي كامل زمين به دور خورشيد است.عصر زمان زيجي 4 ثانيه ديرتر از عصر زمان جهاني است .بنابر اين زمان زيجي هر لحظه با فرمول زير براي طول ميانگين هندسي خورشيد تعريف مي شود :………… L = 279^41'48/04"+129602768"/13T+1"/089T 2 در اينجا T زمان زيجي است كه بر حسب قرن ژولياني برابر 36525 روز زيجي ، از عصر بنيادي اندازه گيري مي شود . شب و روز: خورشيد هر روز از مشرق طلوع مي كند و به آرامي بالا مي آيد. مسير حركت آن در آسمان به شكل يك نيم دايره است. پس از پيمودن اين مسير ، در افق فرو مي رود. و شب آغاز مي شود. زندگي انسان ، جانوران و گياهان تحت تاثير گردش شب و روز است. به هنگام روز ، برخي از جانواران استراحت مي كنند و شب به جستجوي غذاي خود مي پردازند. انسان و برخي از جانوران عكس آنها عمل مي كنند. با شروع روز بسياري از گلها ، گلبرگهاي خود را باز مي كنند و شب آنها را مي بندند. عوامل پيدايش شب و روز: در زمانهاي قديم ، مردم عقيده داشتند كه خورشيد واقعا در آسمان حركت مي كند و شب و روز به وجود مي آورد. مثلا مصريان بر اين باور بودند كه خداي خورشيد به نام «رع» ارابه آتشين خود را هر روز در آسمانها مي راند. امروزه مي دانيم كه اين خورشيد نيست كه حركت مي كند بلكه سياره ما زمين ، مانند فرفره از غرب به شرق مي چرخد. ما در اثر چرخش زمين تصور مي كنيم كه خورشيد در آسمان حركت مي كند. هنگامي كه يك بخش رو به خورشيد قرار مي گيرد، روز در آن آغاز مي شود. در همان هنگام ، بخش ديگر زمين كه رو به خورشيد نيست در تاريكي فرو مي رود. يك بار چرخش زمين به دور خود، يك شبانه روز است. روز و ساعت : روز مهمترين دوره ي زماني براي انسان هاست . روز به 24 ساعت مساوي تقسيم مي شود . البته ساعت هاي روز هميشه مساوي نبودند . قبل از بكارگيري ساعت هاي مكانيكي در قرن 14 ميلادي هر ساعت يك دوازدهم دوره ي روشنايي روز بود و ساعت ها در زمستان كوتاهتر از تابستان بود . عدد 24 از گذشته هاي دور به يادگار مانده است و ممكن بود هر عدد ديگري باشد . مبناي شمارش در تمدن بابلي هاي باستان به جاي ده كه امروزه به كار مي بريم شصت بود و تقسيم ساعت به 60 دقيقه و دقيقه به 60 ثانيه از آن جا سرچشمه گرفته است . سـاعت آبي : در اين نوع ساعت، از جريان يك نواخت آب استفاده ميشده، به اين ترتيب كه داخل ظرف مدرج سوراخ دار را با آب پر ميكردند كه آب قطره قطره از سوراخ كوچك مي چكيده، و با توجه بمقدار آب خروجي، زمان تا حدودي معلوم ميشده است . ساعت شني يا ماسه اي : از دو حباب شيشه اي چسبيده به هم تشكيل ميشده كه ميان آن، سوراخ باريكي برايرد شدن شن يا ماسه تعبيه ميكردند، تا شنها بتدريج از حباب بالا به حباب پايين جمع شود . بعد ظرف را وارونه ميكردند و همان عمل تكرار ميشد . با معلوم شدن تعداد دفعات جابجا شده شن ها در حبابها، حدود تقريبي زمان مشخص ميگرديد . ساعت شمعي : در اين نوع ساعت، بدنه شمع مدرج مي شد و با سوختن شمع و كوتاه شدن آن زمان را محاسبه مي كردند.
ساعت آفتابي : يكي از كهن ترين روشهاي تشخيص زمان ، گردش روزانه خورشيد در آسمان بود. روميان ، روز را هشت قسمت مي كردند و هر قسمت را يك ساعت مي ناميدند. ساعتهاي آنها در زمستان كوتاه و در تابستان طولاني بود. با استفاده از يك ساعت آفتابي به راحتي مي توان زمان را از حركت خورشيد به دست آورد. يك ميله كه در جايي نصب شده باشد، سايه ايجاد مي كند. در تمام مدت روز كه خورشيد در آسمان گردش مي كند. مكان سايه نيز به آرامي عوض مي شود. از مكان سايه مي توان فهميد كه ساعت چند است. پيش از اختراع ساعتهاي ارزان قيمت امروزي ، بسياري از مردم براي نگاه داشتن زمان از ساعتهاي آفتابي استفاده ميكردند. اشكال جديدتر ساعت : با پيشرفت علم و دانش بشري، بتدريج ساعتهاي دقيق تر مكانيكي، وزنه اي، فنردار، برقي، باطري دار و كامپيوتري جاي ساعتهاي آبي، آفتابي و ماسه اي را گرفتند . مخصوصا" از زمان استفاده انسان از فنر جهت راه انداختن چرخ هاي دندانه دار، كه به ساعت شمار و دقيقه و حتي ثانيه شمار متصل هستند، سنجش دقيق زمان براي همه بطور ساده امكان پذير گرديد . در اوايل قرن شانزدهم اولين ساعت مچي آهني، كه نسبتا" زمخت بوده، توسط يكنفر آلماني ساخته شد . بعدها اواخر قرن هجدهم با استفاده از فنر و چرخ دندانه هاي بسيار كوچك،امكان ساختن ساعتهاي مچي ظريف بوجود آمد، بطوريكه اولين ساعتهاي مچي شبيه ساعتهاي امروزي، در كشور سوئيس «از سالهاي 1790 به بعد» ساخته شد . بين سالهاي 1865 تا 1868 بزرگترين، حجيم ترين و جسيم ترين ساعت ديواري جهان، در كليساي سن پير در فرانسه نصب گرديد ارتفاع ساعت 1/12 متر عرض آن 09/6 متر و ضخامتش 7/2 متر بوده كه از 90000 قطعه تشكيل يافته . در مقابل بزرگترين ساعت، ظريف ترين ساعت دنيا فقط 98/0 ميلي متر قطر دارد . دقيق ترين زمان سنج : دو زمان سنج اتمي كه در 1964 در آزمايشگاه پژوهشي نيروي دريايي آمريكا در شهر واشنگتن نصب شده اند ، دقيق ترين زمان سنج جهان به شمار مي آيند . اين دو زمان سنج كه بر مبناي دوره ي انتقالي اتم هيدرژن ( 649/1420450751 سيكل در ثانيه ) عمل مي كنند ، داراي خطاي 1 ثانيه در 1700000 سال مي باشند . طولاني ترين مقياس زمان : در تاريخ شماري و تقويم هندو مقياسي به نام كالپا (kalpa ) وجود دارد كه معادل 4320 ميليون سال كره ي زمين است .
كوتاهترين مقياس زمان : از آنجايي كه نيروي كشندي ( جزر و مدي ) ماه طول روز را در كره ي زمين دچار نوسان مي كند و در نتيجه در هر قرن يك ثانيه به طول روز اضافه مي گردد ، لذا از سال 1960 به اينطرف در تعريف ثانيه براي مقياس زمان تجديد نظر شد . در گذشته يك ثانيه معادل يك قسمت از 86400 قسمت ميانگين يك سال خورشيدي بود حال آنكه اينك برابر يك قسمت از 31556925974 قسمت ميانگين يك سال خورشيدي مي باشد كه از نقطه نظر تقويم نجومي سال 1900 ميلادي به عنوان معيار انتخاب شده است . در آوريل 1982 چارلز چنگ موفق شد در آزمايشگاه بل در ايالت نيوجرزي در آمريكا يك ضربان نور ليزري توليد كند كه زمان پايداري آن فقط 30 فمتو ثانيه بود . طول اين ضربان نوري 9 ميكرومتر يعني 14 طول موج محاسبه گرديد . روشنايي روز- صرفه جويي در زمان : طي جنگ جهاني اول در بريتانيا و آمريكا ساعت ها را يك ساعت از زمان استاندارد جلوتر كشيدند . دليل اين كار استفاده از روشنايي روز براي كار و صرفه جويي در مصرف برق بود . جلو كشيدن ساعت براي افراد بسيار راحت تر است تا اين كه يك ساعت زودتر سر كار حاضر شوند . در بريتانيا هنوز در ماه هاي تابستان از ساعت تابستاني كه يك ساعت جلوتر از ساعت گرينويچ است استفاده مي شود . دولت روزي را كه بايد ساعت ها جلو يا عقب كشيده شود تعيين مي كند. پيكان زمان : هنگامي كه انسان مي كوشيد تا جاذبه ي گرانشي را با مكانيك كوآنتوم يكي كند بايد نظريه ي «زمان موهومي » را نيز در آن دخالت مي داد . زمان موهومي راستا و جهت هاي قابل تشخيصي در فضا ندارد . اگر كسي بتواند بر حسب زمان موهومي بسمت شمال برود الزاما بايد بتواند به عقب برگشته و از جنوب سر درآورد ، به همين نحو اگر كسي بر حسب زمان موهومي بتواند به سمت جلو برود الزاما بايد بتواند عقبگرد كرده و بسوي عقب برود . اين به معني آن است كه در زمان موهومي بين سمت هاي پس و پيش تفاوت مهمي وجود ندارد . از سوي ديگر ، همانطور كه همه مي دانيم ، در « زمان حقيقي » بين سمت هاي جلو و عقب اختلاف فاحشي موجود است . قوانين علم بين گذشته و آينده تمايزي بوجود نمي آورد . با وجود اين هنوز هم در زندگي معمولي ، بين راستاهاي سمت جلو و سمت عقب در زمان حقيقي اختلاف بزرگي موجود است . براي توضيح بيشتر ليواني را در نظر آوريد كه از روي ميز بر كف زمين بيفتد و تكه تكه شود . اگر شما فيلمي از اين واقعه برداشته و به نمايش بگذاريد خواهيد ديد كه قطعات ليوان به ناگاه روي زمين جمع شده و به صورت ليوان سالم و كاملي در آمده و بر روي ميز پس مي جهد . حتي اگر شما از جريان هم قبلا اطلاعي نداشته باشيد باز مي توانستيد به سادگي بگوييد كه فيلم به عقب برگشته است زيرا چنين ماجرايي هرگز در زندگي معمولي سابقه ندارد . توضيحي كه مي توان به اين پرسش داده مي شود كه چرا جمع و جور شدن تكه هاي ليوان از كف زمين و پس پرش آن بر روي ميز به حقيقت نمي پيوندد و ما آن را نمي بينيم اين است كه چنين چيزي مخالف قانون دوم ترموديناميك است . اين قانون گوياي آن است كه پيوسته در هر سيستم بسته مقدار بي نظمي يا انتروپي نسبت به زمان افزايش مي يابد . به عبارت ديگر اين حالت شكلي از قانون مرفي مي باشد كه مي گويد :« اشياء هميشه تمايل به كجروي دارند !» ليوان سالمي كه بر روي ميز قرار گرفته است نمايانگر حالتي از نظم غايي است ، ولي ليوان شكسته اي كه بر كف زمين پراكنده شده است نمودار حالتي از بي نظمي است . افزايش بي نظمي يا انتروپي نسبت به زمان ، مثالي است از آنچه پيكان زمان ناميده مي شود و چيزي است كه گذشته را از آينده متمايز ساخته و سمت و جهتي به زمان مي دهد . دستكم سه پيكان مختلف از زمان وجود دارند كه عبارتند از : 1- پيكان ترموديناميك زمان و آن سويي از زمان است كه در آن بي نظمي يا انتروپي افزايش مي يابد . 2- پيكان روانشناختي زمان و آن سويي است كه ما گذشت زمان را در آن احساس مي كنيم و جهتي كه ما گذشته را به ياد مي آوريم و نه آينده را . 3- پيكان كيهان شناسي زمان و آن سويي از زمان است كه كيهان در آن جهت بجاي انقباض در حال انبساط است منبع : ستارگان کوير يزد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:47  توسط سید مسعود کاظمی
|
آيا مي دانيد ايرانيان چه كساني بودند
آيا ميدا نيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني. آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند . آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبیر بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است . آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد . آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد . آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد . آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد . آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد . آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اینکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود . آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد . آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . ) آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 – 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد . آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد .. آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت . آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ۶۵ سال به طول انجاميد . آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن – كره – عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند . آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نیز همراه بوده است . آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است . آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند . آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاك –سازمان اطلاعات – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد . آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد . آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوری ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد . آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد . آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت . *** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:32  توسط سید مسعود کاظمی
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||